3   قدم سوم : خدمات ما
2   قدم دوم : مسیر راه
1   قدم اول : سوالات متداول
                                                        سوالی دارید ؟ از پشتیبانی بپرسید و پاسخ بگیرید .

کسب در آمد در بورس ؟

ساخت نام کاربری جدید

*

*

*

*

*

*

رمز عبور خود را فراموش نموده اید؟

*

   

  تمامي كالاها و خدمات گیلان بورس ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است.

تحلیل ها و تاکتیک های سرمایه گذاری

تحلیل بازار سرمایه همانند دیگر بازارها از قبیل بازارهای ارز، خودرو، پول و دیگر دارایی ها نیازمند ابزارها و روشهای خاصی است که به موجب آن شفافیت در معاملات و انتفاع سرمایه گذاران حاصل می گردد. همانطور که ذکر شد در ادبیات مالی در زمینه تحلیل قیمت سهام این سه دیدگاه وجود دارد که به طور خلاصه به هر کدام می پردازیم:

دیدگاه سرمایه گذاری در بورس
دیدگاه چارتیست (تکنیکال): در دیدگاه تکنیکال، تنها به تغییرات قیمتها با استفاده از ابزارهای آماری پرداخته می شود. در واقع قیمتها بیانگر اخطارهای خرید، فروش یا نگهداری هستند. در این روش اشتباهات احتمالی ممکن است در خرید یا فروش دیرتر یا زودتر از زمان مناسب رخ دهد. بدین شکل که سرمایه گذار با مشاهده اولین اخطار اقدام به خرید یا فروش می نماید و این مسئله می تواند منجر به پشیمانی و هزینه های گزافی گردد. تحلیل تکنیکی تنها با دو چیز سر و کار دارد.
+ قیمت فعلی چیست؟
+ سابقه تغییرات چیست؟
دیدگاه فاندامنتال (بنیادی): در دیدگاه فاندامنتال، سرمایه گذاری بر اساس بررسی عوامل کلان، صنعت و شرکت صورت می پذیرد. در واقع بیشترین تأکید پس از بررسی دو عامل یاد شده، تحلیل صورت های مالی منتشره توسط شرکت ها می باشد که شامل پیش بینی فروش، پیش بینی ای پی اس، ... و موارد تحقق یافته سالهای گذشته است که با ابزارهای دقیق فاندامنتال همچون تخمین موارد یاد شده توسط تحلیل گر و استفاده از نسبتهای مالی، سهام مناسب، مورد شناسایی قرار می گیرند. در این روش نیز اشتباهات احتمالی ممکن است در استفاده از اطلاعات تحریف شده شرکت ها و برآوردهای غلط رخ دهد.

دیدگاه و نظریه سبد سهام (ام پی تی): تئوری مدرن پرتفولیو

برای خود ایجاد می کند. شما می توانید از هر سه تاکتیک بورس آگاهی پیدا نمایید و سپس با توجه به وقت و زمان خود هر سه و یا یکی از این استراتژی ها را به صورت فیزیکی مورد استفاده قرار بدهید.

+ گروه نخست اطلاعاتی است که در ارزشیابی و قیمت گذاری اوراق بهادار می تواند مورد استفاده قرار گیرد، این اطلاعات عبارتند از:
الف- عرضه و تقاضا.
ب- وضعیت اقتصاد و تحولات اقتصادی.
ج- اطلاعات بخشی.
د- اطلاعات شرکت ها مانند بافت مالی، سودآوری، حجم فروش، مسایل مدیریتی، وضعیت اندوخته.

+ گروه دوم اطلاعات مربوط به اوراق بهادار شامل اطلاعاتی است که به اصطلاح مربوط به تالار معاملات می-شود.
الف- اطلاعاتی نظیر حجم معاملات.
ب- قیمت های آغازین و پایانی.
پ- سفارش های خرید و فروش.
ت- عرضه عمده سهام.
و ... از زمره این اطلاعات محسوب می شوند.


 

اطلاعات درونی
اطلاعات درونی، اطلاعات منتشر نشده ای است که ارتباط مستقیم یا غیر مستقیم با اوراق بهادار یا ناشران آن دارد و در صورت اعلام:
الف- بر تصمیمات سرمایه گذاری دارندگان اوارق بهادار تأثیر می گذارد.
ب- بر قیمت اوراق بهادار تأثیر می گذارد.
افرادی که با چنین اطلاعاتی در بازار سهام دست به معامله می زنند اصطلاحاً درونی ها خوانده می شوند و عملی که بدان مبادرت می کنند داد و ستد بر مبنای اطلاعات درونی است. این عمل در اغلب بورس های اوراق بهادار جهان منع شده است. بدین ترتیب، اطلاعات درونی به اطلاعاتی اطلاق می شود که انتشار عام پیدا نکرده است و در صورت اعلام عمومی می تواند بر قیمت اوراق بهادار تأثیر مهمی بگذارد.
براساس این تعریف، اطلاعات درونی تنها تحت شرایط ذیل می تواند وجود داشته باشد:

1- عموم افراد باید از آن مطلع نباشند، به عبارت دیگر نباید هنوز منتشر شده باشند.
2- باید ماهیت و سرشت خاصی داشته باشند. یک شایعه صرف را نمی توان اطلاعات درونی تلقی کرد.
3- باید مربوط به یک یا چند اوراق بهادار یا ناشران آن باشد. بدین ترتیب، شامل اطلاعاتی است که مربوط به یک ناشر اوراق بهادار است که یا درون آن شکل گرفته (مانند افزایش سود) و یا خارج از آن (مانند ادغام چند شرکت و یا خرید سهام یک شرکت از سوی شرکت دیگر). یا اطلاعاتی بیرون از شرکت که می تواند بر قیمت سهام آن تأثیرگذار باشد (مانند اعلام بانک مرکزی در کاهش نرخ سود سپرده های بانکی).
4- آخرین شرط آن است که اطلاعات باید تأثیری عینی بر قیمت اوراق بهادار مورد بحث داشته باشد. هر اطلاعاتی که در دسترس مردم نباشد حتماً اطلاعات درونی محسوب نمی شود.

افراد درونی یعنی آنان که به اطلاعات درونی شرکت ها دسترسی دارند به دو گروه اصلی تقسیم می شوند: درونی های اولیه و درونی های ثانویه
- درونی های اولیه کسانی هستند که به سبب حرفه شان یا رابطه شغلی با شرکت به اطلاعات منتشر نشده دست اول دسترسی دارند. اعضای هیأت مدیره و مدیران ارشد شرکت ها، مهم ترین افرادی هستند که در گروه درونی-های اولیه جای می گیرند. این افراد می توانند به سبب همین اطلاعاتی که دارند مبادرت به خرید و فروش مستقیم سهام یا خرید و فروش از طریق شخص ثالث بکنند.

- درونی های ثانویه، افرادی هستند که به سبب شغل یا حرفه شان به اطلاعات درونی شرکت ها دسترسی دارند. حسابرسان شرکت ها و کارکنان بورس از زمره این گروه محسوب می شوند. می توان نتیجه گرفت تکیه گاه اصلی تجزیه و تحلیل بر اطلاعات می باشد. سهامداری می تواند با اطمینان بیشتری به سودآوری سهام خود امیدوار باشد که اولاً از تجیزیه و تحلیل بهره کافی برده باشد و ثانیاً تجزیه و تحلیلش بر مبنای اطلاعات مختلف و متنوع مؤثر در بورس و بازار باشد.


 

تحلیل بنیادی
در بازار سرمایه، افرادی استفاده کننده از روش تحلیل بنیادی را بنیادگرا و اشخاص استفاده کننده از روش تحلیل تکنیکی را تکنسین و یا چارتیست می نامند.
در بازار اکثر بنیادگراها و چارتیست ها هر کدام به روش خود تعصب می ورزند و تحلیل های یکدیگر را قبول ندارند. ولی چنانچه شما می خواهید به دور از تعصبات بی فایده و تنها با دید و تحلیل علمی به پیش بروید در شرایط و زمان های مقتضی از هر دو روش استفاده نمایید.

اصول بنیادی در تحلیل سهام
در تحلیل بنیادی، تمام عوامل مؤثر در اقتصاد، از جمله تولید، توزیع، عرضه، تقاضا و در نهایت مصرف با توجه به گردش سرمایه و سیاست های پولی مبتنی بر داده های مالی، مورد توجه قرار می گیرد. بنیادگراها برای تحلیل موفق سهام باید پارامترهای زیر را در نظر بگیرند:

+ عایدی هر سهم (EPS) در دوره جاری و مقایسه آن با عایدی هر سهم در دوره مشابه سال قبل.
+ EPS سالیانه سهام و مقایسه با EPS سال قبل.
+ گروه صنعتی که سهام متعلق به آن است، محصولات جدید، تغییرات گروه، مدیریت شرکت صاحب سهم.
+ عرضه و تقاضای سهام.
+ پیشرو (Leader) یا دنباله رو (Lagger) بودن سهام. (بعضی از سهم ها در گروه خود پیشرو هستند و دیگر سهم ها از حرکت آنها پیروی می کنند. در حالی که برخی از سهم ها دبناله رو دیگران هستند.)
+ مالکیت سهم (چه اشخاص حقیقی یا حقوقی صاحبان اصلی سهم هستند.)
+ جهت بازا و شاخص یابی.
+ تحلیل صورتهای مالی شرکت.
+ بررسی و مورد توجه قرار دادن شرکت، چند شرکت زیرمجموعه خود دارد.
+ تعیین و بررسی میزان درصد بازاری که شرکت در گروه خود در اختیار دارد.
+ بررسی صادرات شرکت و آیا این شرکت پتانسیل صادرات را دارد و با توجه به چه دلایلی.


 

چنانچه بخواهیم تعریفی از تحلیل بنیادی ارائه دهیم به این صورت خواهد بود:
تحلیل بنیادی عبارت است از مطالعه و بررسی شرایط اقتصاد ملی، صنعت و وضعیت شرکت. هدف اصلی از این تحلیل ها، تعیین ارزش واقعی سهام (ارزش ذاتی) شرکت ها است. تحلیل بنیادی معمولاً بر اطلاعات و آمار کلیدی مندرج در صورتهای مالی شرکت تمرکز می نماید تا مشخص کند که آیا قیمت سهام به درستی ارزشیابی شده است یا نه؟
بخش قابل ملاحضه ای از اطلاعات بنیادی، بر اطلاعات و آمار اقتصاد ملی، صنعت و شرکت تمرکز دارد رویه معمول در تحلیل شرکت، در برگیرنده چهار مرحله اساسی است:
+ تعیین وضعیت کلی اقتصاد کشور.
+ تعیین وضعیت صنعت.
+ تعیین وضعیت شرکت.
+ تعیین ارزش سهام شرکت.

تجزیه و تحلیل اقتصاد
اولین مرحله از تحلیل بنیادی، بررسی کلی اقتصاد است تا مشخص کنیم که آیا شرایط کلی برای بازار سهام مناسب است یا نه؟ آیا تورم مؤثر است؟ نرخ های بهره در حال افزایش است یا کاهش؟ آیا مصرف کنندگان کالاها را مصرف می کنند؟ تراز تجاری مطلوب است؟ اینها تنها بخشی از سوالاتی است که تحلیل گر بنیادی برای تعیین کردن تأثیرات شرایط اقتصادی بر بازار سهام با آنها مواجه است.

تجزیه و تحلیل صنعت
وضعیت صنعتی که شرکت در آن قرار دارد، تأثیر قابل توجهی بر نحوه فعالیت شرکت دارد. اکر وضعیت صنعت مطلوب نباشد، سهام موجود در این صنعت نیز نمی تواند بازده مناسبی داشته باشد. معمولاً بنیادگراها پنج صنعت اصلی که روند رشد بالایی دارند و ارزش کل آن درصد بالایی از راه معاملات در برمی گیرد را در نهایت انتخاب می کنند. سهام وضعیت در صنعت قوی بهتر از سهام قوی در صنعت ضعیف است.

تجزیه و تحلیل شرکت
بعد از تعیین وضعیت اقتصاد و صنعتف خود شرکت نیز باید تجزیه و تحلیل شود تا از سلامت مالی آن اطمینان حاصل گردد. تحلیل شرکت معمولاً از طریق بررسی صورتهای مالی شرکت انجام می شود. از روی این صورتها می توان نسبتهای مالی سودمندی را محاسبه نمود. در اینجا فقط نسبتهای مالی را نام می بریم و شما می توانید توضیح کامل این نسبتها را در بخش نسبت های مالی مطالعه کنید:
+ نسبتهای نقدینگی.
+ نسبتهای فعالیت.
+ نسبتهای سودآوری.
+ نسبتهای بازار.
+ نسبتهای ساختار سرمایه.
هنگام تحلیل نسبتهای مالی شرکت، نتایج حاصل از این تحلیل باید با نتایج سایر شرکت های موجود در آن صنعت مقایسه شود تا عملکرد شرکت، شفاف تر و روشن تر گردد.
چنانچه بخواهید بصورت سیستماتیک به مسئله نگاه کنید باید برای تحلیل بنیادی، عوامل خرد و کلان زیر را مورد بررسی قرار دهید:

عوامل خرد از قبیل:
- سود هر سهم.
- فروش شرکت.
- هزینه های شرکت.
- مدیریت شرکت.
- قیمت سهم.
و عوامل بسیار زیاد دیگر که باید مورد تحلیل قرار دهید.

عوامل کلان از قبیل:
- وضعیت اقتصاد کشور و جهان.
- وضعیت سیاسی کشور و منطقه و جهان.
- تغییرات مقررات و قوانین مختلف مانند تغییر نرخ بهره بانکی.
- تغییرات قیمت ها مانند ارز و نفت.
- تغییرات مهم داخلی مانند تغییر یک وزیر و یا مسئول اقتصادی.
- سیاست های پولی و ارزی.
و عوامل بسیار زیاد دیگر که می توانید با در نظر گرفتن قدرت اطلاعات و تحلیل خود مورد توجه قرار دهد.
اما مسئله بسیار اساسی این است که شما هنگام خرید سهام، باید بدانید که صنعت مربوطه چند درصد فعالیت و سهام بازار را از آن خود نموده است و چه رتبه ای را در این بازار دارا می باشد.


 

تحلیل تکنیکال
اساس این تحلیل بر بررسی روند قیمت یک سهم در گذشته و امکان تکرار الگوهایی (Pattem) آن در آینده ابداع شده است. در واقع برای یادگیری این نوع روش، تحلیل کننده که تکنسین چارتیست نامیده می شود صرفاً به یک روند قیمتی نیاز دارند که نمودار (Chart) نامیده می شود. چارتیست ها بر این باورند که تمامی اطلاعات مورد نیاز آنها در قیمت ها (Prices) نهفته است. همانگونه که تمامی اطلاعات دیگر باعث قرار گرفتن سهم در موقعیت کنونی گردیده است یک تکنسین ماهر می تواند از اطلاعاتی که صرفاً از روند قیمتی سهم اخذ شده است روند آینده آنرا تخمین بزند میزان موفقیت او بستگی به مهارتها و تجربیات او دارد.
چارتیست ها به خوبی می دانند که قیمت های کنونی یک سهم که به نظر تصادفی می رسند ممکن است به تدریج به الگوهای قابل تکراری تبدیل شوند که یک روند (Trend) را ایجاد کنند. تحلیل تکنسین-ها نهایتاً به شناخت زمان های Trend و Trade منتهی می شود. تکنسین (فردی که از تکنیکال استفاده می کند) با تکیه بر دانش خود، روند صعودی (Uptrend) یا نزولی (Down Trend) یک سهم را تشخیص داده و متعاقباً اقدام به معامله (Trade) می کند. این معامله در شروع یک روند نزولی فروش و در زمان شروع یک روند صعودی یا افزایشی خرید است.
برای شروع تحلیل گری تکنیکال، تحلیل گر به یک ذهن باز و بدون تعصب نیاز دارد که بتواند در میان انبوهی از اطلاعات و اخبار، بدون تعصب و صرفاً با تکیه بر دانش و تجربیات خود تصمیم گیری درست انجام دهد. به عنوان مثال یک چارتیست، هیچگاه خبری مبنی بر تعدیل مثبت EPS یا افزایش میزان فروش یک شرکت را در تحلیل خود دخالت نمی دهد یا احساسات پنهان درونی خود، برای یک سهام پرآوازه گذشته که بازده فوق العاده ای داشته و هم اکنون کلیه تحلیل ها به سهامدار اخطار مکرر فروش می کنند، را نادیده می گیرد.
دومین چیزی که نیاز دارید نرم افزار است. نرم افزارهای بورسی عموماً قسمت هایی دارند که اطلاعات شرکت ها را به عنوان ورودی پذیرفته و در خروجی نمودار آن را برایتان رسم می کنند کامل ترین نرم-افزاری که می بایست درصدد تهیه آن باشید مطلقاً باید دارای امکانات رسم، روی نمودارهایش باشد. بدون این رسم، هیچگاه نمی توان تحلیل های لازم را رویش انجام داد. یادگیری و تبحر در تحلیل تکنیکال، نیازمند مطالعه و بخاطر سپاری الگوها، شاخص های مهم و ممارست فراوان صرف ساعت ها وقت بر روی نمودارها است. همچنین انضباط یکی از شرطهای اصلی موفقیت در این نوع تحلیلگری می باشد.
سه مرحله مهم در یک آنالیز تکنیکال قابل شناسایی است:
1- مطالعه و بررسی عمیق:
 چنانچه قصد دارید تحلیل تکنیکال را یاد بگیرید باید با صرف وقت و در آرامش بدور از هیاهوی بازار و خصوصاً شایعات صورت گیرد. شنیده ها جایی در این تحلیل ندارند.
2- استمرار تحلیل:
پس از خرید و یا فروش یک سهم، رفتار آن همواره زیر ذره بین تکنسین قرار می گیرد. هیچ تحلیلی ابدی و همیشگی نیست. همانگونه که هر روز بارها خود را در آینه نگاه می کنید باید سهامتان را هر روز مورد بازبینی قرار دهید.
3- تصمیم گیری به موقع و قاطعانه:
باید قاطعانه و بدون تردید تصمیم گرفت و بلافاصله به آن عمل نمود. این تصمیم یا فروش است یا خرید. کمترین سستی و غفلت ممکن است سود شما را تبدیل به ضرر کند یا باعث شود فرصت خرید یک سهم پر ارزش را از دست بدهید.
بیشتر فعالیت و رفتار یک تحلیلگر تکنیکال با نمودار است. نمودار یک شکل از حرکت قیمتی است که در صفحه مختصات، محور افقی زمان و محور عمودی بیانگر سهم است. نمودار حاصله از روند قیمتی یک سهم بعلاوه حجم معاملات مربوط به هر قیمت در محور عمودی اطلاعات خام هر تکنسین را تشکیل می دهد.

بطور کل سه نوع نمودار در تحلیل تکنیکال مورد استفاده قرار می گیرد بدین ترتیب:
1- نمودار خطی (Line Chart)
این نمودار که ساده ترین شکل ممکن محسوب می شود از به هم وصل کردن قیمت های بسته شده یک سهم بدست می آید. در بسیاری از نرم افزارها می توان نمودار را براساس یک قیمت دیگر مانند قیمت بازگشایی یا مثلاً حداکثر رسم کرد. اما اکثر قریب به اتفاق چارتیست ها قیمتی را که بازار در ساعات آخر به عنوان بها پذیرفته معتبرتر می دانند.
نمودار خطی 21 ماهه خطی الکتریک خودرو شرق
 
2- نمودار میله ای (Bar Chart)
متداول ترین نوع نموداری که چارتیست ها از آن استفاده می کنند نمودار میله ای است. همانطور که از اسمش بر می آید قیمت هر روز مانند میله ای است که قسمت پایین آن حداقل و قسمت بالای آن حداکثر قیمتی است که سهم در طول روز اختیار کرده است. میله کوتاه عمود بر آن نیز قیمت بسته شدن سهم را نشان می دهد. بهترین کاربرد این نمودار موقعی است که تحلیل گر مایل است با یک دید کلی فاصله بسته شدن سهم با حداقل یا حداکثر آن را مشاهده کند.

همانطور که در شکل می بینید اگر قیمت بسته شدن سهم نزدیک به حداقل باشد به معنی کاهش قیمت سهم و اگر در نیمه بالایی و نزدیک قیمت حداکثر باشد نشان دهنده رشد آن است.

نمودار میله ای

3- نمودار شمعی ژاپن (Cendlistick)
با وجود قدمت 300 ساله اش در سال های اخیر مورد توجه تحلیلگران قرار گرفته و همانگونه که از نامش پیداست تغییرات قیمت در نمودارهای روزانه که شامل قیمت باز شدن و قیمت حداقل و حداکثر است شبیه شمع است. نمودار گفته شده در صورتی که افزایشی باشد (یعنی قیمت Close بالاتر از Open باشد) بصورت شمع توخالی سفید، در صورتیکه کاهشی باشد (یعنی قیمت Close پایین تر از Open باشد) بصورت شمع توپر نشان داده می شود.

نمودار شمعی ژاپنی

نمودار شمعی ژاپنی

بسیاری از تکنسین ها به جهت سهولت، این نمودار را جهت تحلیل هایشان ترجیح می دهند. به دلیل اینکه در این نوع نمودارها افزایش و کاهش قیمتی در نگاه اول به راحتی مشهود است. تحلیل تکنیکی بر سه اصل اساسی، پایه گذاری شده است که در تمام بازارهای جهان صدق می کند:
اصل اول- اولین و مهمترین اصل در تحلیل تکنیکی این است که همه چیز و هرگونه اطلاعات موجود پیرامون یک سهم در قیمت بازار آن تبلور می یابد. تکنسین ها (کسانی که برای تحلیل بازار از تحلیل تکنیکی استفاده می کنند) معتقدند که تمام دانش موجود درباره یک سهم صرف نظر از این که بنیادی، اقتصادی، سیاسی و یا روانشناختی باشد، در قیمت بازار سهم نمایان می گردد.
تکنسین های متعصب بر خلاف تحلیل گرهای بنیادی، مطالعه اطلاعات و صورتهای مالی شرکت ها و درآمد آنها و عوامل عرضه و تقاضا را بیهوده می دانند. آنها معتقدند که تمام این اطلاعات متفرقه در یک جا به منصه ظهور می رسد، که همان قیمت روز سهام است.
اصل دوم- قیمت ها در روندهایی حرکت می کنند که آن روندها نسبت به تغییرات مقاومت می کنند. اصل دوم که تحلیل تکنیکی بر پایه آن بنا شده، این است که قیمت ها در مسیرها یا روندهای خاصی حرکت می کنند و آن روندها در مقابل تغییرات ناگهانی از خود مقاومت نشان می دهند. عرضه و تقاضایی که برای یک محصول وجود دارد باعث می شود تا روند حرکت سهم مربوط به شرکت تولید کننده ی آن محصول در حالت تعادل قرار گیرد. وقتی حرکتی آغاز گردید، تغییری در آن پدیدار نمی شود مگر اینکه خود به پایان رسد. مثلاً اگر سهم شروع به بالا رفتن کند، افزایش قیمت آن ادامه پیدا خواهد یافت تا اینکه به نقطه بازگشت مشخصی برسد.
اصل سوم- فعالیت بازار قابل تکرار است. بازار دائماً در حال تکرار خود است. الگوهای مشخصی را در فاصله زمان های مختلف می توان یافت، یعنی الگوهایی که دائم در حال تکرار شدن می باشند. این البته به یک اصل روانشناختی برمی گردد که انسانها در شرایط مشابه عکس العمل های مشابهی از خود نشان می دهند. از آنجایی که بازار سرمایه نیز انعکاسی از عملکرد انسانهاست، تکنسین ها این عملکردها را مطالعه می کنند تا در موقعیت های مشابه بتوانند عکس العمل های مشابه را پیش بینی کنند.
نمودارها ابزارهای مناسب تحلیل تکنیکی می باشند و رایج ترین نمودار، نمودار میله ای است. در نمودار میله ای چهار نوع داده مختلف درباره یک سهم مورد نیاز است که عبارتند از:
قیمت بالا (High): بالاترین قیمت سهم در روز.
قیمت پایین (Low): پایین ترین قیمت سهم در روز.
قیمت افتتاح (Open): قیمتی که سهم با آن باز می شود و اغلب قیمت اختتام روز قبل می باشد.
قیمت افتتاح (Close): قیمتی که سهم در آخر روز با آن بسته می شود.

نمودارها از هر نوع که باشند باید به سه صورت قابل دسترسی باشند. روزانه، هفتگی و ماهانه. نمودار ماهانه روند کلی سهم را در بلندمدت نشان می دهد. نمودار هفتگی روند میان مدت را نشان می دهد و نمودار روزانه روند کوتاه مدت سهم را نمایان می سازد. بسیاری از تکنسین ها ابتدا روند بلندمدت و میان مدت را در نظر می گیرند و در کنار آن از خرید و فروش های کوتاه مدت سودهای کلان عاید خود می سازند. توجه کنید حتی اگر سهمی روند نزولی در بلند مدت داشته باشد می تواند در معاملات کوتاه مدت و نوسان گیری سودآور باشد.
یک سهامدار بسته به شرایط، وقت و مبلغ سرمایه گذاری خود از هر کدام از تحلیل ها استفاده می برد. لزومی ندارد یک سرمایه گذار به صورت حرفه ای از یک تحلیل تکنیکی استفاده نماید. تا اندازه ای که به جواب موردنیاز در طول برنامه ریزی کوتاه مدت یا بلندمدت نزدیک شود. تحلیل تکنیکی نسبت به تحلیل بنیادی در بازار بورس ایران نوپا است. میزان زیادی از تحلیل تکنیکی را در شرایط عملی کار باید تجربه نمود.

تعریف تحلیل تکنیکی: بررسی تغییرات قیمت های پیشین به منظور پیش بینی تغییرات آتی قیمت.
تحلیل تکنیکی در زمینه سهام، شاخص ها، کالاها و یا هر ابزار قابل داد و ستد که متأثر از نیروهای عرضه و تقاضا باشد قابل کاربرد است. قیمت، به ترکیبی از نرخ های باز شدن، حداکثر، حداقل و نرخ بسته شدن یک ورقه بهادار مشخص در بازه زمانی معین اشاره دارد. واحد بازه زمانی ممکن است کمتر از روز (تغییرات قیمت از یک معامله تا معامله بعدی) روزانه، هفتگی یا ماهانه باشد و ممکن است از چند ساعت تا چند سال ادامه داشته باشد. بعضی از تکنسین ها علاوه بر نمودار قیمت، مقادیر حجم (تقاضای اولیه موقع باز شدن نماد) را نیز برای مطالعه عملکرد قیمت بکار می برند.
براساس تحلیل تکنیکی قیمت فعلی منعکس کننده تمام اطلاعات است. با توجه به اینکه اطلاعات قبلاً اثر خود را بر روی قیمت گذاشته است، لذا قیمت نشان دهنده کلیه اطلاعات مشارکت کنندگان در بازار شامل: معامله گران، سرمایه گذاران، مدیران پرتفوی، تحلیل گران خرید سهام، تحلیل گران فروش سهام، جهت دهندگان به بازار، تحلیل گران تکنیکی، تحلیل گران بنیادی است. مخالفت با قیمت هایی که با چنین ترکیبی از افراد با چنین تخصص ها و اعتبارهایی تعیین شده بسیار نابخردانه است. تحلیل تکنیکی از اطلاعات بدست آمده از قیمت، برای تفسیر اینکه بازار چه می گوید با هدف پیش بینی آینده استفاده می کند.
تحلیل تکنیکی فقط با دو چیز سر و کار دارد:
الف- قیمت فعلی چیست؟
ب- سابقه تغییرات قیمت چیست؟


 

سبد سهامMPT)Moderm Portfolio Theory)
زمانی که وارد دنیای زیبا و هیجان انگیز بورس شوید با کلمه (Portolio) که در لغت به معنی کیف چرمی بزرگ، مقام، سهام است زیاد سروکار خواهید داشت. این کلمه در بازار بورس به معنی خاص سبد سهام است. وقتی که شخصی از پرتوفوی خود صحبت می کند، منظورش انواع سهام موجود در سبد سهامش می باشد. در اصل پورتفوی همان سبد سهام است که سرمایه گذاران برای اینکه ریسک سرمایه گذاری شان کمتر شود، تشکیل می دهند. البته پرتفوی بطور عام سبدهای غیربورسی و سایر دارایی های حقیقی را نیز دربر می گیرد، اما سبد سهام فقط برای شرکت های بورسی بکار می رود.

سبد سهام
مجموعه کامل دارایی های مالی (نقدینگی، سهام، اوراق مشارکت) یک سرمایه گذار می باشد. انتخابی از سهام گوناگون یا دارایی های متنوع در یک سبد، انتخاب های متنوع و یا تمام تخم مرغ ها را در یک سبد نگذاشتن، به شما کمک می کند که ریسک کمتری در سرمایه گذاری متحمل شوید. به این ترتیب که شما عملکردهای متفاوت در پاسخگویی به پیشنهادهای گوناگون از خود نشان خواهید داد. همانطور که بیان شد ماهیت تشکیل سبد سهام بر دو اصل بنا شده است:
کاهش ریسک- افزایش بازده.
این مطلب را که کسانی که تازه به بورس وارد می شوند و به نوعی برای اولین بار تصمیم دارند که در بازار بورس سرمایه گذاری نمایند از سبد سهام آغاز نمایند و یا کلاً تنها برای کاهش ریسک خود و از دست ندادن سرمایه شان مبادرت به تشکیل یک سبد سهام نمایند را تا حدودی می توان قبول نمود اما تئوری مدرن سرمایه-گذاری متضمن داشتن اطلاعات ریاضی و آماری و قدرت تجزیه و تحلیل قوی می باشد. در کل مدیریت سبد سهام نیاز به مطالعه چندین کتاب و تجزیه و کسب اطلاعات اقتصادی بسیاری می باشد و این مطلب تفاوت بسیاری دارد با افرادی که با بررسی صنایع مختلف و با توجه به مبلغ سرمایه خود مبلغی از سرمایه را به صورت نقد مثلاً 20% الی 30% و مابقی را در حدود 80% تا 70% برای خرید در صنایع متنوع تخصیص می دهند. برای توضیح کامل تئوری نوین سرمایه گذاری در روزهای آینده به صورت یک سی دی کامل نیاز شما را برآورده می کنیم و روانه بازار خواهیم نمود. اما در اینجا ما شما را با کلیات یک سبد سهام و اصطلاحات و پارامترهایی که دارد، آشنا می کنیم. کسانی که وقت یا حوصله تشکیل سبد سهام را ندارند، بهتر و منطقی تر است که سهام شرکت هایی را خریداری کنند که هم تنوع سرمایه گذاری دارند و هم مدیریت سبد سهام کارا. اکثر شرکت های سرمایه گذاری دارای سبد سهام هستند و اگر به روند ارائه صورت های مالی آنها نگاه کنید، همواره ارقام قابل اعتمادی را اعلام می کنند.
سازمان بورس در تیر ماه سال 1383 طرح سبد سهام که متشکل از سهام شرکت های مختلف است را برای جذب نقدینگی بیشتر و کاهش ریسک سرمایه گذاری به اجرا درآورد. هدف از اجرای این طرح جذب سرمایه گذارانی است که اطلاعاتی کافی درباره بورس ندارند تا بتوانند با خرید سبدی متشکل از سهام شرکت های مختلف، سرمایه خود را در مقابل خطرات ناشی از کاهش قیمت ایمن سازند. یکی دیگر از اهداف اصلی دولت در ارائه سبد سهام در بورس ترویج فرهنگ سرمایه گذاری در بورس و به تبع جذب نقدینگی سرگردان و هدایت آن به سمت سرمایه گذاری و افزایش رونق اقتصادی است. دولت برای رها شدن از اقتصاد متمرکز در صدد است با واگذاری دارایی ها، امکان حضور بخش خصوصی را در این عرصه فراهم کند.
شما برای سرمایه گذاری در بورس، برای فعالیت عملی دو انتخاب پیش رو خواهید داشت که با در نظر گرفتن امکانات و شرایط خود از قبیل سرمایه، دانش، تجربه و درصد ریسک پذیری یکی را برمی گزینید:
1- انتخاب و خرید یک یا دو سهم منفرد.
2- تشکیل سبد سهام.

سخنی کوتاه در مورد تاریخچه مدل MPT و یا همان نظریه نوین سرمایه گذاری و در کل همان سبد سهام:
در اوایل دهه 1950 هری مارکویتز مدل پایه پرتفولیو را بنیان نهاد که نظریه نوین پرتفولیو بر آن استوار است. سرمایه گذاران در آن زمان با مفایهم بازده و ریسک بصورت علمی برخورد نمی کردند. هر چند بصورت عام می دانستند که افزایش تعداد و تنوع سرمایه گذاری موجب کاهش عدم اطمینان آنها خواهد شد و لذا این ضرب-المثل را مرتب استفاده می کردند که همه تخم مرغ ها را در یک سبد نگذارید. مارکویتز نخستین کسی بود که مفهوم متنوع سازی در سبد سرمایه گذاری بطور عام و سبد سهام بطور خاص را بطور رسمی توسعه داد. او بطور علمی نشان داد که چرا و چگونه تنوع سازی سبد سرمایه گذاری، ریسک آن را برای سرمایه گذار کاهش می دهد. مارکویتز ثابت کرد که ریسک یک سبد با مجموع ریسک های سهام منفردی که آن را تشکیل می دهند برابر نیست و رابطه ریاضی بین آنها را تدوین کرد و یک معیار خاص جهت محاسبه ریسک سبد سهام بازده برای یک سرمایه گذار و انتخاب سبدی بهینه به وجود آورد. ارائه نمود و بر این اساس سبد سرمایه گذاری کارا را که مبتنی است بر بهترین حالات ریسک و هری مارکویتز استاد دانشگاه شیکاگو به همراه ویلیام شارپ استاد دانشگاه استانفورد با ارائه نظریه مدرن پرتفولیو جایزه نوبل را از آن خود کردند. روشی که آنها ابداع نمودند براین اصل استوار است که ریسک یک سبد سهام تابعی از واریانس هر سهم و کواریانس آن سهم و همچنین درصد سهم در سبد است.
این نظریه مبتنی بر محاسبات آماری و ریاضی بوده و براساس اطلاعات بازده سهام در سالهای گذشته پایه ریزی می گردد.

سرمایه گذاری بر روی سبد
با اطمینان می توان اظهار داشت که سرمایه گذاری در مجموعه ای از سهام یا پرتفوی، کارآمدتر از سرمایه گذاری در یک سهم می باشد، زیرا با افزایش تعداد سهام در سبد سرمایه گذاری، ریسک کاهش پیدا می کند. البته ذکر این نکته ضروری است که چنانچه قصد تشکیل سبد سهام را دارید اولاً باید مدیریت سبد سهام را به خوبی فرا بگیرید و ثانیاً مبلغ پولی که باید برای تشکیل یک سبد کارآ کنار بگذارید را دقیقاً برآورد نمایید. برای تشکیل سبد شما در بورس ایران، شما باید حداقل مبلغ 5 میلیون تومان را در نظر داشته باشید. یکی از دلایل بدهی کاهیش ریسک سبد سهام، تأثیرپذیری شرکت های سرمایه پذیر از شرایط مختلف اقتصادی، سیاسی و اجتماعی می باشد. فرض کنید سهام دو شرکت تولید کننده دارو و پتروشیمی در سبد سهام شما باشد، در صورت وقوع جنگ در منطقه تقاضا برای دارو و افزایش و صادرات محصول پتروشیمی کاهش پیدا می کند.
چنانچه متوجه شده اید، بازده سرمایه گذاری در پرتفولیوی شما معادل بازده متوسط آن پرتفوی خواهد بود اما ریسک پرتفوی در بیشتر موارد، کمتر از ریسک متوسط سهام داخل سبد می باشد. برخلاف بازده مجموعه، ریسک یک مجموعه لزوماً میانگین موزون اجزای تشکیل دهنده مجموعه نیست بلکه با توجه به ارتباط بین سهام از نظر تأثیرپذیری و ارائه عکس العمل مشابه یا مخالف در برابر وقایع ایجاد کننده ریسک می تواند کمتر از میانگین بوده و حتی حذف شود.
نظریه مارکویتز، سبدهای سرمایه گذاری را بر مبنای مجموعه ای از داده های تأمین شده توسط سرمایه گذار تولید می کند. مهمترین داده هایی که در این نظریه به صورت اساسی استفاده می شود سه داده زیر هستند و چنانچه قصد تشکیل سبد را دارید باید نسبت به این محاسبات اطلاعات کامل داشته باشید:
1- بازده مورد انتظار برای هر سهم موردنظر.
2- (واریانس) انحراف معیار بازده بعنوان معیاری برای ریسک هر سهم.
3- کوواریانس به عنوان همراهی و ارتباط حرکتی بین نرخ های بازده سهام مختلف.
بازده مورد انتظار: بازدهی است که سرمایه گذار طی یک دوره مشخص توقع دارد. و یا می توان گفت بیشترین احتمال بازده سرمایه گذاری، بازده مورد انتظار می باشد.
فرض نمایید بازده یک سرمایه گذاری در چهار سال گذشته به ترتیب 10%- 15%- 20%- 5% بوده باشد تنها با این اطلاعات بازده مورد انتظار برای سال آینده از روش محاسبه میانگین حاصل می شود:

بازده مورد انتظار برای سال آینده از روش محاسبه میانگین


 

واریانس (انحراف معیار): در مدل مارکویتز، ریسک سبد سهام را با واریانس بازده سبد سرمایه گذاری اندازه می-گیرند. هر چند که بازده مورد انتظار یک سبد میانگین موزون بازده سهام منفرد درون آن است، اما ریسک سبد سهام که با واریانس یا انحراف معیار اندازه گیری می شود میانگین موزون ریسک های سهام منفرد درون سبد نیست.
مثال: (این مثال دقیقاً از کتاب اصول و فنون تشکیل سبد سهام نوشته حسن ایزدی گرفته شده است) اگر بازده حاصل از یک سرمایه گذاری طی پنج سال قبل برابر با 30%- 15%- 20%- 40% و 20% باشد، ابتدا با روش ساده بازده مورد انتظار محاسبه خواهد شد.

واریانس یا انحراف معیار

سپس انحراف هر یک از بازده ها از سود مورد انتظار به دست آورده و حاصل هر تفاوت را به توان 2 رسانده و برای بدست آوردن واریانس آنها را جمع می کنیم.

واریانس ( انحراف معیار )

ریسک یک سرمایه گذاری عبارت است از شدت تغییرات بازدهی سرمایه گذاری در دوره که مساوری با انحراف معیار بازده در این دوره ها یا جذر واریانس است. در این مثال پیش بینی سرمایه گذاری ها بازده مورد انتظار 25% با ریسک 10% می باشد.
کوواریانس: یک مقیاس درجه همراهی و همسویی بین بازده های دو سهم مختلف است. به عنوان میزان هم تغییری و همراهی دو متغیر در طول زمان است.
- کوواریانس مثبت: نشان می دهد که بازده های دو سهم در یک زمان واحد در یک راستا گرایش دارند. در صورت افزایش (کاهش) یکی، دیگری نیز افزایش (کاهش) می یابد.
- کوواریانس منفی: نشان می دهد که بازده های دو سهم به حرکت مخالف هم گرایش دارند. با افزایش (کاهش) یکی، دیگری کاهش (افزایش) می یابد.
- کوواریانس صفر: نشان می دهد که بازده های دو سهم هیچ گرایشی در یک راستا یا در دو راستای مخالف ندارند و مستقل از هم هستند. ضریب همبستگی
ضریب همبستگی یک مقیاس آماری برای سنجش میزان همراهی و همسویی دو متغیر است. این ضریب بیان می کند که بین دو سهم چه رابطه ای وجود دارد. ضریب همبستگی یا مثبت است یا منفی. در نظریه پرتفولیو، یک مقیاس آماری برای میزان ارتباط بین بازده های هر جفت سهام درون سبد سهام است. ضریب همبستگی را کوواریانس نیز می گویند.
- ضریب همبستگی مثبت: یعنی اینکه دو سهم همسو هستند. با هم رشد می کنند و با هم کاهش می یابند. ترکیب سهم های دارای همبستگی مثبت، کاهشی در ریسک سبد سهام پدید نمی آورد.
- ضریب همبستگی منفی: یعنی اینکه دو سهم با هم مخالف هستند، وقتی یک سهم رشد کرد در همان زمان دیگری کاهش می یابد. ترکیب سهم های دارای همبستگی منفی ریسک سبد سهام را کاهش داده و حتی می-تواند ریسک را بطور کامل حذف نماید.
- ضریب همبستگی صفر: در این حالت هیچ گونه رابطه ای بین بازده و دو سهم وجود ندارد و اطلاع از رفتار یک سهم به پیش بینی سهم دوم هیچ کمکی نمی کند. اما ترکیب سهم های دارای همبستگی صفر، ریسک سهام را کاهش می دهد ولی ریسک سبد بطور کامل حذف نمی شود.
در هر یک از این دو حالت، اگر سرمایه گذار رفتار یکی از سهام را بداند می تواند اطلاع کافی از سهم دوم داشته باشد.
بطور مثال زمانی که بازار نفت بحرانی است هرگز سهام صنعت نفت و صنایع پتروشیمی و مرتبط را نخرید زیرا این دو سهم با هم همبستگی مثبت دارند و با هم کاهش می یابند در این حالت مثلاً سهام خودرو و سهام پتروشیمی را خریداری نمایید زیرا این دو سهم با هم رفتار مخالف دارند. زمانی هم که بازار نفت خوب است دو سهم مثلاً پتروشیمی و نفت را بخرید زیرا این دو سهم با هم رشد می کنند و به هم ربط دارند یعنی زمانی که وضعیت صنعت خوب است دو سهمی را که همبستگی مثبت دارند بخرید و وقتی که وضعیت صنعت مربوطه بد است دو سهمی را خریداری نمایید که ضریب همبستگی منفی دارند. توجه داشته باشید که وقتی تصمیم دارید یک سهم جدید را به سبد سهام خود اضافه نمایید. اهمیت ضریب همبستگی سهم جدید و سایر سهام را  در نظر داشته باشید که این فاکتور از مهم ترین مشخصات یک سبد سهام کارا می باشد.


 انتخاب صنایع برتر
صنایع مختلف فعال در بورس را به دقت مطالعه نمایید و با توجه به مطالب زیر صنایع اصلی در بورس را انتخاب کنید:
- روند شاخص و رشد توسعه در آن صنعت طی چند سال گذشته را مطالعه نمایید.
- طرح ها و پروژه های آینده صنعت مورد نظر را بررسی نمایید.
سرمایه گذاری ها و طرح های بخش خصوصی و دولتی در آن صنعت را مورد مطالعه قرار دهید.
- روند عرضه و تقاضا در صنعت، رقابت داخلی و خارجی، قیمت محصولات نسبت به بازارهای بین المللی.
- پنج صنعت اول را با توجه به موارد ذکر شده مشخص نمایید.
- ارزش کل هر کدام از پنج صنعت انتخابی را با پیگیری از طریق روزنامه های اقتصادی و سایت ها و منابع دیگر برآورد نمایید.
بعد از مراحل فوق یک یا دو صنعت را جهت سرمایه گذاری انتخاب نمایید. انتخاب شرکت برتر
بعد از انتخاب صنایع برتر، قدم دوم را بردارید و با توجه به موارد زیر شرکت برتر در صنعت برتر را انتخاب نمایید. (اکثر افراد حاضر در بورس خود را درگیر سرمایه گذاری های کوتاه مدت و در نتیجه استرس و هیجانات کذایی نموده اند و با بهره نگرفتن از اطلاعات علمی قادر به تصمیم گیری نیستند). بنابراین با رعایت این مراحل و اضافه نمودن اطلاعات خود به آن از فعالیت در بورس لذت ببرید.
- روند فروش شرکت در آن صنعت، متوسط فروش شرکت در صنعت طی چند سال گذشته.
- روند سوددهی شرکت در آن صنعت، متوسط رشد سوددهی شرکت در صنعت طی چند سال گذشته.
- متوسط حاشیه سود شرکت در صنعت.
- متوسط بازدهی و ریسک شرکت در صنعت طی چند سال گذشته. تعیین درصد مربوط به هر صنعت در سبد
براساس مطالعه مشخصه های فوق، یک یا چند صنعت برای سرمایه گذاری در آنها انتخاب می شود. تعداد صنایع بستگی به مبلغ موجود برای سرمایه گذاری و اینکه در زمان مطالعه چند صنعت با مشخصه های مورد قبول وجود داشته باشد، دارد. اکنون با توجه به مطلوبیت هر صنعت براساس نتایج بررسی شاخص های ذکر شده، درصد تخصیص سرمایه به هر کدام تعیین می شود. برای این کار می توان از مدل بهینه سازی سبد سهم مانند مدل مارکویتز استفاده کرد که محاسباتش بر مبنای بازدهی و ریسک سرمایه گذاری در چند سال گذشته است. این مدل ها را در سایت http://www.solver.com می توان پیدا کرد. اما بدون این مدل و بر مبنای قضاوت شخصی نیز که به مرور زمان پرورش می یابد می توان در مورد درصدها تصمیم گرفت. انتخاب سهام برتر در هر صنعت
با توجه به درصد در نظر گرفته شده برای هر صنعت منتخب، یک یا دو یا سه سهم یا شرکت در هر صنعت انتخاب می شود. و درصد مربوط به صنعت بین آنها تقسیم می گردد. سهام برتر در هر صنعت علاوه مشخصه های بالا با مطالعه موارد زیر انتخاب می شود:
1- ترکیب سهامداران شرکت.
2- ارزش بازار شرکت.
3- میزان نقدشوندگی شرکت.
بهتر است چند سهم در سبد داشته باشیم. تعداد سهام در یک سبد بستگی به مبلغ سرمایه گذاری و نتایج مطالعات بالا دارد. برای سرمایه های بیشتر از ده میلیون تومان این تعداد را بین 5 تا 20 می توان در نظر گرفت. زمان خرید و فروش سهام در سبد
اگر سبد سهام خود را با مطالعه و دقت کافی تشکیل داده باشیم دیگر نباید با هر شایعه و خبر بخواهیم آن را دستکاری کنیم. البته یک سرمایه گذاری جدی در بازار سهام همواره تحولات بازار را دنبال می کند و هر گاه اطلاعات جدید، مشخصه های صنعت و شرکت های سرمایه گذاری شده را به حدی تغییر داد که جابجایی و تعویض صنایع و شرکت ها لازم شد، این کلر را انجام می دهد. اما برای یک سبد درست مطالعه شده این جابجایی ها هفتگی نخواهد بود. به عنوان مثال کسانی که در سبد سهام خود از 5 سال قبل بطور مستمر یک یا چند شرکت عمده سیمانی داشته اند. اکنون از اینکه ارزش سرمایه گذاری آنها بین پنجاه تا هشتاد برابر شده است، با رضایت و خوشحالی، دیدگاه و روش بالا را تأیید می کنند. یکی از مشکلاتی که در صورت سرمایه-گذاری مستقیم روی سهام توسط عده زیادی از مردم بروز می کند، این است که بیشتر مردم پول کافی برای خریدن چندین سهام و ایجاد تنوع در آنها ندارند. (به طور کلی هیچ سهامی نباید بیش از 10 درصد از سبد سهام شما را تشکیل دهد) اگرچه ایجاد تنوع سودهای شما را محدود می کند اما در مواقعی که یکی از سرمایه گذاری-های شما در آستانه ضرر قرار می گیرد، بقیه سرمایه گذاری ها آن را جبران می کنند.
اگر توان خرید بیش از یک یا دو سهام را ندارید. چندین کار می توانید انجام دهید. اول اینکه، می توانید سهام شرکت های سرمایه گذاری را بخرید تا به این ترتیب بتوانید با پرداختن بخشی از قیمت بازار، تمامی ان را بخرید. دوم، از طریق منابع مختلف آموزش های لازم را ببینید و از آن استفاده نمایید. اگر احساس می کنید باید همه پول خود را روی یک یا دو سهم سرمایه گذاری کنید، بهتر است سهام شرکت های محافظه کار را که نسبت P/E کمتر از 10 دارند را خریداری کنید. موارد استثنا:
اگر شما یک تاجر کوتاه مدت سهام هستید، اختصاص تمام دارایی به یک یا دو سهام ممکن است برایتان نتیجه بخش باشد. مثلاً برخی از تاجران بر روی یک سهم خاص تمرکز می کنند. اگر شما یک فرد ماهر بوده و شناخت کافی از سرمایه گذاری خود داشته باشید بهتر می توانید راجع به زمان خرید یا فروش سهام خود تصمیم بگیرید. مسلماً این روش برای تاجران مناسب تر است تا برای سرمایه گذران. البته با سرمایه گذاری تمام پول خود روی یک سهام ممکن است به سود زیادی برسید اما این کار بیشتر شبیه یک ریسک است. برای کاهش ریسک، بهتر است تمام پول را روی یک شرکت سرمایه گذاری، سرمایه گذاری کنید نه روی یک سهم.
اگر طبق تجزیه و تحلیل تکنیکی شما، سرمایه تان ممکن است از دست برود، باید تغییراتی در سبد سهام خود اعمال نمایید.


 

توصیه های بورسی 1- انتخاب صنعت برتر:
در میان صنایع مختلف صنایعی هستند که میانیگن بازده آنها از میانگین بازده بازار بیشتر است.
بازده: کلیه سودهای منتفع از شرکت اعم از EPS اختلاف قیمت و ... در یک مدت معین می باشد.

2- انتخاب شرکت برتر:
پس از گزینش صنعت برتر حالا به سراغ شرکت هایی بروید که بازده آنها از میانگین بازده صنعت بالاتر است.

3- میزان نقدشوندگی:
هیچگاه سهمی نخرید که در فروش آن دچار مشکل شوید. نقدشوندگی عامل بسیار همی است که هرگز نباید مورد غفلت قرار گیرد. این فاکتور متأثر از پارامترهایی مثل حجم معاملات شرکت، تعداد سهام معامله شده، دفعات معامله، تعداد خریدار و ... می باشد. نقدشوندگی به صورت رتبه ای مطرح می شود و رتبه 1 به معنای بالاترین میزان نقدشوندگی است و رتبه 2 و 3 و 4 و ... به ترتیب نقدشوندگی کمتری دارند.
برخی از افراد تا رتبه 100 را قابل قبول می دانند. بعضی ها از 50 نمی روند و عده ای هم به بیشتر از 20 رضایت نمی دهند. به هر حال بسته به استراتژی و هدف سرمایه گذاری تان، ملاکی را برای خودتان قرار دهید. رتبه نقدشوندگی در یک محدوده زمانی قابل محاسبه است مثلاً یک ساله، شش ماهه و ... اما در بیشتر موارد از نقدشوندگی 3 ماهه استفاده می شود. 4- میزان سهام در دست سهامداران عمده:
هر چه این میزان کمتر باشد و سهام یک شرکت بیشتر در دست مردم و سهامداران جزء باشد، بهتر است. چرا که در اینجا عرضه و تقاضای واقعی است که میزان قیمت را تعیین می کند. آنها می توانند کنترل بیشتری را برای سهم اعمال کنند و در این بین سهامدار جزء است که ضرر می کند.

5- اخبار اقتصادی- سیاسی:
همواره به اخبار داخلی و خارجی توجه داشته باشید. روزانه 30 دقیقه گوش دادن یا خواندن اخبار می تواند کمک زیادی به شما بکند تا بتوانید در برخی موارد روند بازار را پیش بینی کنید و همینطور صنایع خاصی را مورد توجه قرار دهید.

6- P/E:
این شاخص مطالب بسیار زیادی به ما می گوید نشان می دهد که جو بازار از یک سهم بخوص چه انتظاری دارد. میزان این شاخص می تواند نشان دهنده این واقعیت باشد که سهامداران چشم امید به آن سهم بسته اند و باور دارند که پیشرفت قابل ملاحظه ای خواهد داشت. میزان رشد P/E را نیز فراموش نکنید، سال های مختلف را با هم مقایسه کنید، شرکت های یک صنعت را نیز با یکدیگر مقایسه کنید.
7- اخبار طرح و توسعه شرکت:
اخبار و اطلاعات شرکت مورد نظرتان را پیگیری کنید. آیا شرکت طرح توسعه، افزایش سرمایه، پروژه های آتی دارد یا خیر؟ مسلماً انتخاب شرکتی که موارد مذکور را دارد به جای شرکتی که مدت هاست افزایش سرمایه نداده است، پروژه جدیدی اجرا نکرده و طرحی برای آینده ندارد عاقلانه تر است.

8- میزان رشد EPS:
کدام شرکت ها رشد EPS بیشتری داشته اند؟ کدام شرکت ها معمولاً در اول سال مالی EPS پایین تری اعلام کرده و در طول سال مرتباً آن را تعدیل مثبت می کنند؟ آنها را از نظر دور نرانید.

9- سبد سهام:
همیشه سبد سهام درست کنید. با این کار ریسک تان را پایین می آورید. به قول یک مثال قدیمی همه تخم مرغ ها را در یک سبد نگذارید در تشکیل سبد، تعدد و تنوع شرکت و صنعت را فراموش نکنید.

10- استراتژی:
همواره یک استراتژی داشته باشید و خود را مقید به پیروی از آن بدانید. متأسفانه اکثر ما دنباله رو دیگران هستیم بدون اینکه خودمان برنامه مشخصی داشته باشیم و فقط با تقلید از دیگران پی آنها می رویم چون اطلاعات کافی نداریم و به طور تخصصی به سهامداری که در خیلی از کشورها یک شغل است و یک تخصص پیچیده (و البته پر سود) نپرداخته ایم.
تذکر: قبل از اینکه سرمایه و پول خود را به خطر بیندازید، روی کاغذ یا کامیپوتر، روش ها و استراتژی‌های مختلف را در طول زمان امتحان کنید و آنها را با یکدیگر مقایسه کرده و معایبشان را رفع کنید و سیستم خاص خود را پرورش دهید. حتی اگر مدت زیادی را روی این کار (خرید و فروش فرضی) وقتی صرف کنید، یقیناً با دستی پرتر وارد بازار واقعی بورس می شوید. هرگز از یک تکنیک به تنهایی استفاده نکنید چون بازار به آن اندازه ساده نیست که متأثر از یک یا چند عامل ساده باشد بلکه عوامل مختلف و متعدد و گاهاً پیچیده و غیرقابل پیش بینی وجود دارند که علاوه بر آن که خودشان به تنهایی یک فاکتور تأثیر گذارند، تعامل آنها با یکدیگر نیز نتایج متفاوتی را باعث می شود.


اشتباهات سهامدار

عدم فروش سهام در حال تنزل
به دلایل متعدد، برخی افراد سهام در حال تنزل خود را مدتی طولانی نگه می دارند، عدم توانایی گریز از این موقعیت های زیانبار، احتمالاً دلیل اصلی تخریب سرمایه بسیاری از سرمایه گذاران و تاجران است. معمولاً حفظ سهام در حال تنزل توسط افراد، دلایل روان شناختی دارد. اگر برای جلوگیری از ضرر، یک سهام را بفروشید ممکن است به خاطر اینکه زودتر آن را نفروخته اید خود را سرزنش کنید. صرف نظر از اینکه سهام را به چه قیمتی فروخته اید، همیشه پس از فروش آن ممکن است تصور کنید که می توانستید بهتر از این عمل کنید. بسیاری از افراد تصور می کنند که در انتخاب سهام، دچار اشتباه نخواهند شد سایر افراد نیز خود را امیدوار می کنند که بالاخره یک روز قیمت ها به حالت مطلوب برخواهد گشت.
در زمانی که بازار سهام رونق زیادی دارد هنگام افت ارزش سهام به میزان 10 تا 15 درصد، مردم نه تنها  سهام خود را نمی فرشند بلکه سهام بیشتری را نیز می خرند. اگرچه آنها می توانند با فروختن سهام از ضرر خود جلوگیری کنند، اما از این کار خودداری می کنند. برای به حداقل رساندن ضرر، قبل از خرید اولین سهام باید یک برنامه مشخص را طراحی کنید. مهمترین قانونی که شما همواره باید به خاطر داشته و به آن عمل کنید، این است که اگر در یک سرمایه گذاری ضرر شما به بیش از 10 درصد رسید، آن را بفروشید. شما ضرر می کنید به همین دلیل سهام خود را می فروشید. هنگام خرید سهام می توانید یک درخواست مانع ضرر (Stop loss order) را تنظیم کرده و از شرکت مربوطه بخواهید که در صورت کاهش سهام به میزان 10 درصد آن را بفروشد، همچنین می توانید این موضوع را به خاطر بسپارید تا هنگام تنزل ارزش سهام، خودتان آن را بفروشید.
نکته اصلی سرعت عمل در هنگام افت ارزش سهام است. Wilian O.neil پیشنهاد می کند که با کاهش ارزش سهام به میزان 8 درصد آن را بفروشید. حتی اگر شرکتی که سهام آن را خریده اید، یک شرکت معتبر است، اگر قیمت سهام آن پایین آمد فوراً قانون 10 درصد را به کار بگیرید. (البته استثنایی برای این کار وجود دارد، اگر شما سهام را به قیمتی که حدس می زنید پایین ترین حد قیمت آن سهام است، خریدید و به نظر می رسد پس از کاهش 10 درصدی ارزش آن مجدداً رونق گیرد و ارزش آن بالا رود، نگه داشتن آن عمل معقولی است. قانون 10 درصد برای سرمایه گذاران و تاجران بی نظم طراحی شده است تا نگذارند یک ضرر کوچک به یک ضرر بزرگ تبدیل شود). اجازه می دهید که سهام برنده شما تبدیل به سهام بازنده شود
اگر شما یک سهام را بفروشید تا سود ان به دستتان برسد، ممکن است بعداً این گونه احساس کنید که اگر کمی دیرتر سهام را فروخته بودید، پول بیشتر بدست می آورید. برخی افراد در یک بازار سهام، چندین میلیون تومان پول بدست می آورند، اما مجدداً قیمت ها به حالت عادی برمی گردد و این پول ها محو می شود. بسیاری از افراد به این نکته توجه نمی کنند که چنین فرصتهایی ممکن است هیچگاه تکرار نشود. عده ای نیز نه تنها سود حاصل از این سرمایه گذاری را از دست می دهند، بلکه اصل سرمایه را نیز می بازند. برای این افراد، آنچه دردناکتر از عدم کسب سود است. این است که ابتدا برنده بازار بوده اند اما بعداً تمام سرمایه را از دست داده اند.
مثالی از این مورد، شرکت سوئدی Ericson است که در سال 1998 می توانستید سهام این شرکت مخابراتی را به ارزش 20 دلار بخرید. از آن زمان، سهام این شرکت رو به رشد گذاشت تا اینکه یک سال بعد به 90 دلار رسید. اگر شما فرد خوش شانسی بودید، می توانستید در همان زمان، تمام سهم های خود را به قیمت 90 دلار بفروشید، اما در عوض بسیاری از مردم، آن قدر این سهام را نزد خود نگه داتند تا اینکه در سال 2002 و قبل از تفکیک معکوس 1 به 10 توسط این شرکت، ارزش سهام آن به 1 دلار رسید. هزاران سرمایه گذار سوئدی و آمریکایی، سهام خود را در Ericson (و بسیاری از سهام-های بخش تکنولوژی) از دست دادند.
شما یک سهام برنده را دارید، احتمالاً تصور می کنید که فروختن زود هنگام آن، کار احمقالنه ای است. اگر این تصور باعث می شوید که شما یک شیوه فروش افزایشی را انتخاب کنید Micheal Sincere نام این شیوه را طرح 30-30 گذاشته است. اگر سهام شما بیش از 30 درصد رشد داشت، 30 درصد از سهام خود را بفروشید. به این ترتیب هم احساس پشیمانی پس از افت قیمت را از بین می برید و هم احساس خوشحالی پس از رشد آن را به دست می آورید. Ted Warren می گوید: فروختن زود هنگام سهام، مطمئن تر از نگه داشتن طولانی مدت آن است. آیا می دانید عدم فروش سهام در هنگام رشد آن، توسط افراد چند تریلیون تومان در سال به سرمایه گذاران خسارت وارد می کند؟ متأسفانه بسیاری از مردم، نظم و انضباط لازم را ندارد تا هنگامی که قیمت سهام به اندازه کافی بالا رفت آن را بفروشند. آنها یا از مالیات می ترسند، یا منتظر بالاتر رفتن قیمت سهام هستند. اگر شما به قدری روی یک سهام، سود کردید که شما را ارضا می کند، 30 درصد از این سهام را بفروشد، در این صورت شما بخشی از سود خود را تثبیت می کنید، ضمن اینکه هنوز فرصت ارزیابی سبد سهام خود را نیز دارید.

برخورد شدیداً احساساتی در هنگام انتخاب سهام
دلیل اینکه بسیاری از افراد نباید در بازار سهام شرکت داشته باشند، عدم توانایی کنترل احساسات خود است. هنگام سرمایه گذاری در بازار سهام، بسیاری از افراد تحت تأثیر احساسات خود، تصمیمات اشتباهی را اتخاذ می کنند. در واقع، احساساتی شدن شما، نشانه این است که شما در بازار سهام ضرر خواهید کرد. شما باید به همان اندازه که در صف سوپرمارکت منتظر می مانید، برای به دست آوردن پول در بازار سهام نیز از خود صبر و حوصله نشان دهید. مشکلی که معمولاً دامنگیر بسیاری از افراد می شود، اعتماد به نفس بیش از اندازه است. اگرچه مقداری اعتماد به نفس برای شروع سرمایه گذاری لازم است، اما رها کردن کنترل احساسات، کاری خطرناک است. یکی از دلایل پایان یافتن بازار پر رونق اخیر، این بود که بسیاری از مردم، سودهای کلانی به دست می آورند و تصور می کردند که افراد نابغه ای هستند. یک گفته قدیمی وجود دارد که می گوید: در بازار پر رونق، هیچ نابغه ای وجود ندارد. در واقع، کسب سود توسط بسیاری از افراد، نتیجه قدرت بازار سهام است. قبل از فروپاشی بازارهای پر رونق سهام، بسیاری از سرمایه گذاران به قدری حریص شده بودند که نمی توانستند درست فکر کنند. علائم این حرص همه جا را گرفته بود:
- هزاران نفر شغل اصلی خود را کنار گذاشتند تا تبدیل به تاجر هر روزه سهام شوند.
- قیمت های سهام در شرکت هایی که سودی نداشتند، در هر روز دو برابر یا سه برابر می شد.
- بسیاری از شرکت ها در طول یک سال بیش از 100 درصد افزایش قیمت داشتند.
- مردم با تحلیل گران بازار مانند ستارگان سینما برخورد می کردند.
با افت های ناگهانی ارزش سهام در بورس، امید جای حرص را گرفت. امید چیز خطرناکی است. در عشق و زندگی، همواره امید به حل شدن مشکلات وجود دارد. اما در بازار سهام، امید موجب تخریب سبد سهام می شود. اگر تنها دلیل نگه داشتن سهام توسط شما، امید به رشد آن است. بدانید که به سمت ضرر و زیان در حال حرکت هستید. Jess Livermore می گوید: مردم موقعی که باید امیداور باشند، می ترسند و زمانی که باید بترسند، امیدوار می شوند. موفق ترین سرمایه گذاران کسانی هستند که در خرید سهام خود غیراحساساتی برخورد می کنند. آنها در هنگام تصمیم گیری دچار حرص، ترس و امید نمی شوند و فقط به جنبه های تکنیکی کار و اطلاعات اساسی توجه می کنند. در سال 1929 و 1987 ترس شدیدی بازار بورس آمریکا را فراگرفت. مردم فکر می کردند که ارزش سهام آنها به صفر خواهد رسید و خواستار خروج از بازار سهام با هر قیمتی بودند. درست در همین زمان مشخص شد که سال 1987 در واقع شروع یک بازار پر رونق است. از طرف دیگر در سال 200 مردم هنگامی که می-بایست در مورد آینده بازار سهام بیمناک باشند، بسیار امیدوار بودند. اختصاص دادن تمام پول به یک یا دو سهم
یکی از مشکلاتی که در صورت سرمایه گذاری مستقیم روی سهام، توسط عده زیادی از مردم بروز می کند. این است که بیشتر مردم پول کافی برای خریدن چندیدن سهام و ایجاد تنوع در آنها را ندارد. (به طور کلی هیچ سهامی نباید بیش از 10 درصد از سبد سهام شما را تشکیل دهد). اگر چه ایجاد تنوع سودهای شما را محدود می کند، اما در مواقعی که یکی از سرمایه گذاری های شما، در آستانه ضرر قرار می گیرد، بقیه سرمایه گذاری ها آن را جبران می کنند.
اگر توان خرید بیش از یک یا دو سهام را ندارید، چندین کار می توانید انجام دهید. اول اینکهف می-توانید سهام شرکت های سرمایه گذاری را بخرید تا به این ترتیب بتوانید با پرداختن بخشی از قیمت بازار تمامی آن را بخرید. دوم اینکه از یک مشاور سرمایه گذاری خبره برای مدیریت سبد سهام و ایجاد تنوع در آن استفاده نمایید. اگر احساس می کنید باید همه پول خود را روی یک یا دو سهام سرمایه گذاری کنید، بهتر است سهام شرکت های محافظه کار را که نسبت P/E کمتر از 10 دارند را خریداری کنید. + موارد استثناء:
اگر شما یک تاجر کوتاه مدت سهام هستید، اختصاص تمام دارایی به یک یا دو سهام، ممکن است برایتان نتیجه بخش باشد. مثلاً برخی از تاجران بر روی یک سهام خاص تمرکز می کنند. اگر شما یک فرد ماهر بوده و شناخت کافی از سرمایه گذاری خود داشته باشید، بهتر می توانید راجع به زمان خرید یا فروش سهام خود تصمیم بگیرید. مسلماً این روش برای تاجران مناسب تر است تا برای سرمایه گذاران. البته با سرمایه گذاری تمام پول روی یک سهام ممکن است به سود زیادی برسید، اما این کار بیشتر شبیه یک ریسک است. برای کاهش ریسک بهتر است تمام پول را روی یک شرکت سرمایه گذاری، سرمایه گذاری کنید نه روی یک سهم. شما قادر نیستید در آن واحد هم منظم باشید و هم انعطاف پذیر
تقریباً هر سرمایه گذار حرفه ای می داند که عدم وجود نظم و انضباط مهمترین عامل ضرر و زیان بسیاری از مردم است. اگر شما فرد منظمی هستید، پس حتماً یک استراتژی، یک برنامه و یک سری مقررات دارید و بدون توجه به احساسات خود، فقط پایبند به استراتژی، برنامه و مقررات خود هستید. انضباط یعنی داشتن شناخت کافی برای اینکه بدانیم چه باید انجام دهیم (بخش آسان) و داشتن اراده و انگیزه برای عمل کردن آن (بخش مشکل).
انضباط یعنی اینکه شما باید به استراتژی خود پایبند بوده و از مقررات خود پیروی کنید. این انضباط برای سرمایه گذاران و مدیران مالی موفق، بسیار به کار می آید. اگرچه این ایده درست است که برای موفقیت در بازار سهام نیاز به نظم و انضباط است، اما شما باید بتوانید بین انضباط و انعطاف پذیری توازن برقرار کنید. برخی سرمایه گذاران آن قدر سرسختانه به انضباط اهمیت می دهند که هنگامی که جریان بازار و سهام به ضرر آنها پیش می رود، هیچ واکنشی از خود نشان نمی دهند.
بسیاری از افراد به همین دلیل، سرمایه خود را از دست می دهند. نظم و انضباط در کارها امری ضروری است، اما شما باید انقدر واقع گرا باشید که جایزالخطا بودن خود را بپذیرید. شما باید برای تغییر استراتژی خود، طرح و برنامه خود و مقررات خود به اندازه کافی انعطاف پذیر باشدف بخصوص در مواقعی که می دانید در آستانه ضرر و زیان هستید.
برای هر قاعده ای استثناهایی وجود دارد، پس شما اگر بتوانید هم منظم و منضبط و هم انعطاف پذیر باشید، یک سرمایه گذار استثنایی خواهید بود. شما از اشتباهات چیزی نمی آموزید
با تجربه ترین سرمایه گذاران و تاجران سهام، می دانند که شما از شکست های خود بیش از موفقیت-هایتان درس می گیرید. یکی از بدترین اتفاقاتی که برای سرمایه گذاران مبتدی در طی چند سال گذشته پیش آمد، کسب سود سریع و آسان در بازار بود. هنگامی که این سودآوری آسان پایان یافت و بازار دچار آشفتگی شد، بسیاری از این افراد واقعاً نمی دانستند چه باید بکنند. زیرا آنها طعم ضرر و زیان را نچشیده بودند. پس به خاطر داشته باشید که از دست دادن پول هم برای شما مفید است (البته به شرط اینکه تمام آن را از دست ندهید!) در واقع، ارزش آن را دارد که مقدار کمی در بازار ضرر کنید تا در آینده از زیان های بزرگ در امان باشید.
اگر ضرر شما در بازار به بیش از 10 درصد برسد، تقریباً کاری نمی توان برای جلوگیری از آن انجام داد. در این حالت باید به اشتباهات خود فکر کنید. هرگز نباید به گونه ای عمل کنید که انگار ضرر شما فقط روی کاغذ است و در آینده جبران خواهد شد. در بازار همیشه همه چیز بر وفق مراد شما پیش نمی رود. باید ضرر را پذیرفت و از تکرار اشتباهات جلوگیری کرد. پس از طی این مراحل، استراتژی سرمایه گذاران خود را دقیقاً مرور کنید. باید محیط بازار را به خوبی شناخته و هر سهامی که خریده اید را به خوبی تجزیه و تحلیل نمایید. اگر طبق تجزیه و تحلیل تکنیکی شما، سرمایه تان ممکن است از دست برود، باید تغییراتی در سبد سهام خود اعمال کنید. شما به افراد در حال اشتباه گوش می کنید و یا از آنها راهنمایی می گیرید
اگر با شنیدن عبارت تجزیه و تحلیل تکنیکی تعجب می کنید راه ساده تری هم برای انتخاب سهام وجود دارد. با استفاده از راهنمایی های اشخاص مختلف شما می توانید بدون هیچ زحمتی به کسب سود بپردازید. در واقع یکی از آسانترین راههای از دست دادن پول، گوش کردن به راهنمایی های اقوام و آشنایان نا آگاه است. این افراد شما را به خرید یک سهم تشویق می کنند. چون نپذیرفتن یک پیشنهاد که پول زیادی را در پی خواهد داشت، کار مشکلی است.
اقداماتی برای کاهش ریسک سرمایه گذاری خود می توانید انجام دهید:
اولاً، شما تا زمانی که تحقیق و بررسی لازم را روی یک پیشنهاد انجام نداده اید، نباید آن را اجرا کنید. یک بار مشاهده نمودار سهام مشخص می کند که آیا سهام موردنظر شما در حال تنزل است یا خیر. اکثر افراد برای تحقیق در مورد یک تلویزیون 200000 تومانی بیشتر از یک سهام 20000000 تومانی وقت می گذراند. اگر کسی به شما گفت که این سهم هرگز دچار تنزل نخواهد شد، مقدار کنی از آن سهام (حداکثر 500 سهم) را بخرید. اگر در این سرمایه گذاری شکست خوردید (که احتمال آن زیاد است) کمتر ضرر خواهید کرد و ضمناً یک درس با ارزش را نیز می آموزید. آیا برای انتخاب سهام باید به کارشناس مراجعه کرد؟ فراموش نکنید که برخی از به ظاهر کارشناسان، انتخاب کنندگان بسیار بدی برای سهام هستند. برخی تحلیلگران دروغ می گویند، اقتصاددانان در مورد اقتصاد قضاوت درستی نمی کنند و بعضی شرکت های حسابداری نیز ارقام را بیش از حد بزرگ می کنند. در همین حال سرمایه گذاران حریص و تنبل براساس گفته های مردم اقدام به خرید سهام می نمایند. بهترین نصیحتی که می توان به شما نمود یک جمله ساده است: گوش های خود را بسته نگه دارید. همرنگ جماعت شدن
آیا می خواهید ضرر کنید؟ اگر می خواهید، هرکاری که دیگران می کنند شما هم همان را انجام دهید. متأسفانه این کار مشکلی است که بخواهید متفاوت از دیگران فکر کنید. اگر زندگی بزرگترین سرمایه گذاران و تاجران گذشته را مرور کنید، مشاهده می کنید که آنها معمولاً در خلاف جهت بقیه حرکت می کردند. این کار به معنای خرید سهام موقعی که مردم آن را می فروشند و فروش آن در زمانی است که دیگران آن را می خرند. اگر شما روانشناسی رفتار گروه را مطالعه کنید، در می یابید که در بسیاری از دوره های تاریخ، شاهد جنون جمع بوده ایم. اگرچه بقیه مردم هم می توانند برنده باشند، اما این موضوع زیاد طول نمی کشد. همانطور که گفته شد، یکی از نشانه های فروپاشی یک بازار پر رونق، حالتی است که به نظر می رسد همه در بازار سهام حضور یافته اند. برعکس، یکی از نشانه های پایان یک بازار آشفته، این است که مردم از سرمایه گذاری در بازار بیم دارند.
هنگامی که تقریباً همه از سرمایه گذاری خودداری می کنند، بازار راکد به پایان خواهد رسید. اما متأسفانه کسی این پایان را اعلام نمی کند. شما باید خودتان این وضعیت را تشخیص دهید. توجه کنید که برداشت های افراد از وضعیت بازار، سریعاً تغییر می کند. در آستانه بهبود وضعیت بازار معمولاً عامه مردم نست به آن لجوج و بدبین می شوند. از نشانه های این وضعیت، کاهش علاقه مردم به خواندن کتاب های مربوط به بازار سهام، عدم علاقه به صحبت درباره بازار سهام، بروز آثار رفاه معکوس در جامعه مانند کاهش فروش وسایل تجملی است. اگر شما یک فرد آگاه باشید، باید در چنین مواقعی به دنبال بهترین فرصت های خرید سهام بگردید. عدم کسب آمادگی برای مواجه با بدترین شرایط
قبل از ورود به بازار سهام، شما باید خود را آماده کنید. اگرچه همواره باید امیدوار به بهترین حالات باشید، اما باید خود را برای بدترین شرایط نیز آماده کنید. بزرگترین اشتباهی که اکثر سرمایه گذاران می کنند، این است که فکر می کنند قیمت سهام آنها هرگز پایین نخواهد آمد. آنها هرگز خود را برای یک بازار کساد، رکود، آشفتگی بازار و هر نوع اتفاق غیرمنتظره ای آماده نکرده اند. حتی در مواقعی که احتمال بروز یک فاجعه مالی نیز وجود ندارد، بهتر است یک طرح ضد آشفتگی براساس عقل و منطق ترتیب دهید. در زیر چند مرحله را که شما می توانید برای حفظ سبد سهام خود انجام دهید می-بینید:
1- بیشتر پول خود را نقد کنید: هنگامی که پول شما به صورت نقدینگی باشد (از جمله صورت حساب های دولتی) تصمیم گیری معقولانه در مورد نحوه سرمایه گذاری آن، کار راحت تری است. در مواقع بحران های اقتصادی و سقوط بازار، نقدینگی بهترین حالت حفظ پول است. بهترین کار این است که پول خود را به صورت نقدینگی نگه دارید تا شرایط بهبود یابد. اگر وضع بازار واقعا رو به بهوبدی است یک راه برای موفقیت این است که در حالی که سهام به قیمت بازار مبادله می شود، شما همچنان پول را به صورت نقدینگی حفظ کنید.
2- کمتر تجارت کنید: اگر یک تاجر سهام هستید، تعداد سهم های مبادله شده توسط خود را کاهش دهید. هر چه که به دست آوردن پول از بازار سهام مشکل تر می شود، برخی از مردم به اشتباه سعی در برگرداندن سودهای از دست رفته دارند. یادتان باشد که قدرت حرص و طمع بیشتر از ترس می باشد.
3- بیشتر تحقیق کنید: اگر وارد بازار آشفته طولانی مدتی شدید، برای مطالعه بازارها، خواندن کتاب ها و تجزیه و تحلیل تکنیکی بازار، وقت بگذارید.
هرگاه بازار به شرایط عادی خود بازگشت، شما برای انتخاب مجدد سهام آمادگی لازم را خواهید داشت. مدیریت غلط پول یا از دست دادن فرصت های سودآور
مدیریت پول، برای بسیاری از افراد کار مشکلی است، اما یکی از شرایط ضروری موفقیت در بازار است. متأسفانه اگر شما نتوانید مدیریت صحیح پول را انجام دهید، در آینده با مشکلات مالی مواجه خواهید شد (مگر آن که شخصی را مسئول انجام این کار کنید).
در پایان آنچه اهمیت دارد این است که چقدر پول را نگه می دارید نه اینکه چقدر پول بدست می-آورید. آیا می خواهید راز به دست آوردن پول در بازار سهام یا هر سرمایه گذاری دیگری را بدانید؟ راز آن این است که هیچ پولی را از دست ندهید مسلماً کمتر سرمایه گذاری پیدا می شود که ضرر نکرده باشد، اما هرگز نباید از تلاش باز ایستاد. به همان اندازه که مدیریت غلط پول، زیان آور است، از دست دادن فرصت های سودآور نیز یک ضرر محسوب می شود. کمی احساس ترس ممکن است برای جلوگیری از زیان مفید باشد، اما ترس بیش از اندازه در بعضی موارد باعث می شود که شما یک فرصت سرمایه گذاری یا تجارت سودآور را از دست بدهید. این ترس از زیان است که بسیاری از افراد را از خرید یا فروش به موقع سهام باز می دارد. معمولاً ترس از فقدان اطلاعات کافی ناشی می شود. پس ضروری است که هنگام به وجود آمدن فرصت های مالی، خودتان تحقیقات لازم را انجام دهید. این موجب می شود که شما براساس دانسته های خود و نه بر مبنای احساسات اقدام به تصمیم گیری کنید. مسلماً شما تمامی اطلاعاتی که برای موفقیت صد در صد لازم است را ندارید. شما باید بر مبنای بهترین اطلاعاتی که دارید، تصمیم گیری نمایید. در اکثر موارد این تصمیم گیری اشتباه خواهد بود، زیرا اغلب اطلاعات کافی برای اینکه یک تصمیم گیری کاملاً فاقد ریسک را در اختیار ندارید. اما به هر حال باید به تلاش خود ادامه دهید. ترس از ضرر، بسیاری از افراد را به طور کامل از تصمیم گیری عاجز می نماید.

دیدگاه‌ها  

#1 علی درستکار 1394-03-01 00:33
بسیار عالی!

کسب در آمد در بورس ؟

پیروزی در بازارهای مالی در 3 حرکت...

کسب در آمد در بورس

آموزش

آموزش

با استفاده از دوره های آموزشی رایگان سایت با نحوه فعالیت در بازارهای مالی آشنا شوید

کسب تجربه و مهارت

کسب تجربه و مهارت

آموزشهای خود را در حسابهای مجازی پیاده سازی نمایید تا به مهارت کافی برسید.

کسب در آمد

کسب در آمد

از تجربه هایتان به صورت نامحدود و با خیالی آسوده درآمد کسب کنید!

«طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه هرگونه کپی برداری از مطالب ، تصاویر و آموزش های ارائه شده در این وب سایت ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد»

بالا