3   قدم سوم : خدمات ما
2   قدم دوم : مسیر راه
1   قدم اول : سوالات متداول
                                                        سوالی دارید ؟ از پشتیبانی بپرسید و پاسخ بگیرید .

کسب در آمد در بورس ؟

ساخت نام کاربری جدید

*

*

*

*

*

*

رمز عبور خود را فراموش نموده اید؟

*

   

  تمامي كالاها و خدمات گیلان بورس ، حسب مورد داراي مجوزهاي لازم از مراجع مربوطه مي‌باشند و فعاليت‌هاي اين سايت تابع قوانين و مقررات جمهوري اسلامي ايران است.

بر اساس اعلامیه سازمان بورس ایران ، فعالیت در بازارهای ارز ، سهام و فرابورس بین المللی ، در داخل ایران غیر قانونی می باشد . مطالب  و خدمات  بخش فارسی " گیلان بورس" پیرامون بازارهای مالی بین المللی صرفا جهت استفاده فارسی زبانان خارج از ایران می باشد . با عرض پوزش چنانچه ساکن ایران هستید از ارائه ی خدمات به شما معذوریم و اکیداً  توصیه می نماییم تا قانونمند شدن  فعالیت در بازارهای بین المللی ،  در بازارهای مالی داخلی سرمایه گذاری نمایید.

پرسش و پاسخ با آقای باب پریچتر

آنچه در پی می آید متن گردآوری شده ای از بهترین مصاحبه های رسانه ای " باب پریچتر" می باشد. در این پرسش و پاسخ باب پیرامون اعتبار و کاربردهای عملی اصل امواج سخن گفته و بوم شناسی اجتمماعی- علوم پیشگویی جمعی- را توصیف می کند.
این نوشتار شروع خوبی برای شناخت بازارهاست و همچنین مقدمه بر تئوری امواج الیوت است.

 

حقیقت موج چیست؟
اولین و مهمترین حقیقت موج، توصیف جزء به جزء چگونگی رفتار بازار است. در حال حاضر احتمالا آنچه این جمله بیانگر آن نیست، بیش از آن چیزیست که در آن نهفته است. بعنوان مثال توصیف جزئیات رفتار بازار اشاره ای بر اتفاقات بیرون از بازار نظیر مسائل اقتصادی، سیاست یا گرایشات اجتماعی مطالعه دقیقی از رفتارهای جمعی است که انسانها در پهنه مفهوم ندارند. این سوداگری از خود بروز می دهند.

الیوت چه چیز ویژه ای کشف کرد؟
مهمترین کشف الیوت این بود که الگوهایی که در بازار کالا ایجاد می شوند، در تمامی درجات روند اتفاق می افتند. الگوهای بزرگ از اجزائی تشکیل شده اند که آنها نیز به نوبه خود ترکیبی از الگوهای کوچکترند. با ترکیب الگوهای مشابه در اندازه کوچک، الگوهایی با اندازه بزرگتر ایجاد می شوند. الگوی بزرگ با چندین الگوی هم درجه ترکیب شده و الگویی به مراتب بزرگتر را تشکیل می دهند و به همین ترتیب. او بصورت مبسوط به شرح ساختار الگوها پرداخت. وی 13نوع از آنها را شناسایی کرد. در دوران اخیر که داده های قیمتی کالاهای عمومی از 1700 به بعد در دسترس است، الگوها به همان اندازه وجود دارند.

او چگونه روند را درجه بندی کرد؟
او ساختار ویژه ای را با برچسب دلخواه درجه اصلی- اصلاحی که از نظریه داو به عاریت گرفته شده است- شروع به نامگذاری کرد. درجه بزرگتر را " سیکل (Cycle) " نامید و درجه بزرگتر بعدی را سوپر سیکل. او درجه های پایین تر را میانه (intermediate) و فرعی (minor) نام نهاد و به همین ترتیب. بنابراین ما سبکی برای ارجاع دادن به درجه روندی که از آن سخن می گوییم داریم.

بزرگترین درجه روندی که او از آن سخن گفته چه بود؟
"سوپر سیکل بزرگ" که حدس می زد تاریخ آن به پیدایش آمریکا برمی گردد، از آن پس داده های فراوان بازار کالا تایید کرد که او درست حدس میزد. اما باز هم آن بزرگترین درجه نیست چرا که هر موج، جزئی از موج بزرگتر است.

شما یکبار از قانون امواج بعنوان اصیل ترین فرم تحلیل تکنیکال یاد نمودید. چرا؟
در طول صد سال، سرمایه گذاران متوجه شدند که به نظر، اتفاقات خارج از بازار آنچنان در پیشرفت بازار تاثیری ندارند. با علم به اینکه بازار پیوسته بصورت امواجی که از لحاظ فرم و نسبت با هم مرتبطند شکل می گیرد، می توانیم علت این عدم ارتباط را دریابیم. بازار، خود دارای حیات است، آن روانشناسی توده انسانهاست که ثبت می شود. تغییر در احساسات مردم بصورت تغییر قیمت در ابزار سنجشی که DIJA شناخته می شود، نمود می یابد. قانون امواج، فهرست راه هایی است که اجتماع از حضیض بدبینی به قله خوشبینی می رسد. توصیفی از گامهای انسانها بعنوان توده سرمایه گذار است که با تغییر گرایشات روانشناختی خود از " گاوی" به " خرسی" پیش می روند. این توصیف بر حرکت هر بازاری که رد پای انسانها در آن است منطبق است مگر اینکه موجودات مریخی با ذهن ناخودآگاه متفاوت در میان باشند!
از آنجاییکه مردم تغییر زیادی نمی کنند، مسیری که آنها در گذر از نهایت بدبینی به اوج خوشبینی و برگشت آن طی می کنند قطع نظر از اخبار و اتفاقات بیرونی، همواره یکسان است.

روش پایه چیست؟
در نهایت سادگی، الیوت درک کرد که حرکت در مسیر یک روند بزرگتر به پنج زیر موج تقسیم می شود. همچنین حرکت در خلاف روند، از الگوی سه زیرموج یا در بعضی حرکات از چند سه موجی تشکیل می یابد. در بازارهای صعودی- گاوی- بخش های فرعی از پنج موج بالارونده با توالی بالا-پایین- بالا- پایین و بالا شکل می گیرد. بازارهای نزولی گرایش به شکل گیری بصورت سه موج با توالی پایین- بالا و پایین دارند. هر یک از این حرکات دارای شکل و هویت هستند. مادامیکه شما شکل های در حال اتفاق را تشخیص دهید، نشانه ای از آنچه که ممکن است در مرحله بعدی رخ دهد در دست دارید.

ولی فرم پنج موجی به سمت پایین هم رخ می دهد....
البته، اما فقط به عنوان بخشی از الگوی سه موجی بزرگتر، ماهیت اصول امواج این است که حرکت در مسیر روند بزرگتر، ساختار پنج موجی دارد درحالیکه حرکت های خلاف روند بزرگ ساختار سه موجی دارند. از این روست که شما می توانید بگویید روند اصلی چیست و در نتیجه سرمایه گذاری کنید.

شما فقط براساس توصیف الیوت پاسخ دهید. آیا این بدان معنی است که شما بدون اطلاع از آنچه باعث ایجاد الگو می شود عمل کنید؟
احساس، سبب واکنش می شود. احساس اجتماعی مثبت فزاینده، باعث می شود مردم به خرید کالاها روی آورده و تجارت را توسعه دهند، لباس های رنگارنگ به تن کنند وبه موسیقی شاد پاپ گوش دهند. احساسات اجتماعی فزاینده منفی سبب می شوند مردم دست به فروش کالاها بزنند، تجارت را محدود کنند، لباسهای تیره بپوشید و به موسیقی غم انگیز پاپ گوش فرا دهند. پس احساس مقدم بر واکنشها است.

آیا روش الیوت، سیستمی مکانیکی است؟
در واقع خیر، آنچه ما در اینجا با آن سروکار داریم رفتار مردم است. اگر ابزاری که شما با آن کار می کنید، چیزی غیر از رفتار مردم را می سنجند، از آنچه که در واقع اتفاق می افتد بدور خواهید ماند. یکی از بزرگترین ناتوانی ها در تعامل با بازارهای مالی این است که، تصور شود بازار واکنشهای مکانیکی به آنچه در بیرون از آن اتفاق می افتد نشان می دهد، نظیر این تصور که بازار به سیاست فدرال یا موازنه تجاری و یا تصمیمات سیاسی پاسخ می دهد. عده ای نیز تلاش کردند آن را تا حد مجموعی از امواج سینوسی پریود یک کاهش دهند، اما همیشه دریافتند که عملی نیست. زیرا ماهیت بازار ماشین تکرار زمانی نیست. از نقطه نظر تئوری، رفتار بازار، با قانون ریاضی مقید است، اما این قانون با آنهایی که در علوم فیزیکی وجود دارند یکسان نیست. از دیدگاه کاربرد عملی، اصل امواج یک سیستم پویا را دنبال می کند، که اجازه تغییرات را در فرم خود می دهد، در حقیقت بی نهایت تغییر، اما محدود به فرمی خاص. درحالیکه سیستمی در قید و بند اکید اعداد، هرگز کارآمد نیست.

آیا بی نهایت تغییر، مستلزم این نیست که هر چیزی قابل پذیرش است؟
به هیچ وجه، درختان به بینهایتی تغییر می کنند، اما همه آنها شبیه درختند، نیستند؟ و شما می توانید آنها را از ابرها تشخیص دهید در حالیکه ابرها نیز بی نهایت دچار تغییر می شوند و همچنان است در مورد ساختمان ها. در حقیقت با وجود اینکه تغییرات بی نهایت هستند، اما همه آنها مشابند. این در مورد بازار نیز صادق است.

آیا دانستن الیوت سود را تضمین می کند؟
تنها شرکت کنندگان بسیار آموزش دیده و با تجربه در بازار قادرند برخلاف سرشت طبیعی خود رفتار کنند. من هنوز کسی را که فقط با برنامه کاملا منطقی و پایه ریزی شده براساس احتمالات مستدل و بدون دخالت دادن طمع، ترس، تصورات فرعی و یا قضاوت های بی مورد خود سرمایه گذار یا معامله گری کند ندیده ام. این، احساساتی انسان و عملا تعلقات اجتماعی اوست که وادارش می کند همانند اجتماعش فکر کند و آنگاه که چنین کرد در بازارها پول خود را از دست می دهد. با بکاربردن الیوت حداقل شما اصولی را در دست دارید که امکان سود را فراهم می کند.

بیشتر مردم علاقمندند بدانند که آن چگونه عمل می کند تا اینکه بدانند چرا عمل می کند. آیا چیزی هست که مردم باید بدانند تا برایشان کارگر بیافتد؟
کلید الگوهای امواج الیوت این است که بازار به ازای سه گام به جلو، دو گام برگشت انجام می دهد. اگر شما از دو گامی که برگشتی است نهراسید و اگر شما بعد از سه گام به جلو طمع نکنید، به اندازه سالهای نوری از توده مردم پیش هستید. پس از این مطلب می خواهم اضافه کنم تنها یک چیز ساده است که بیاد داشته باشیم، اصول امواج بر قیمت های بازار حکومت می کند، درحالیکه یکی برای پیشگویی موج بعدی است هنوز آن دیگری سود بردن از تجربه است. هیچ چیز جایگزینی تجربه نیست. بطوریکه شما می توانید آنچه را که احساس می کنید و یا زمانیکه آن را احساس می کنید با نگرش احترام به رفتار بازار فراگیرید.

" جک فراست" اصول امواج را بعنوان چیزی که باید مشاهده شود تا باور گردد توصیف کرده است. منظور وی از این سخت چیست؟
اصول کمی پیچیده اند تا بتوان با کلمات آنها را بیان کرد. با قانون امواج شما با پدیده ای سروکار دارید که خود را به صورت بصری آشکار می کند. شما سعی کنید مفهوم و تغییرات درخت را با جزئیات به شخصی که هرگز آن را ندیده است توضیح دهید. خواهید دید که چه کار مشکلی است. گفتن اینکه "نگاه کن یکی وجود دارد" بسیار آسانتر است. ذهن انسان در تشخیص بصری یک الگو بسیار قدرتمند است. اگر یک رایانه برای تشخیص شکل در فضا برنامه ریزی شود، آموزش تفاوت بین ابر و پرنده یا هواپیما به آن کار بسیار مشکلی خواهد بود. اگر بفرض شما یکبار این برنامه ریزی را انجام دادید، اگر بفرض شما یکبار این برنامه ریزی را انجام دادید، اگر ناگهان یک بالون در فضا ظاهر شود، رایانه را با مشکل مواجه خواهد کرد. مغز انسان بگونه ای دیگر عمل می کند و به هر حال در تشخیص الگو بشدت قدرتمند است. اگر شما الگو را ترسیم کنید به سرعت قابل فهم خواهد بود. سپس وقتی شما تصویر بازار واقعی را با مدلها مقایسه کنید، به سهولت درستی آن را خواهید پذیرفت. این سطح ادراکی است که برخلاف سطح غیر ادراکی بهترین شیوه عرضه است.

آیا شما بواقع قادر به آموزش آن هستید؟
مطمئنا، بعنوان مثال، تصویر بهترین شیوه است. بسیاری از مردم از این راه نحوه بکارگیری را یادگرفته اند. بعضی در ابتدا با مشکل مواجه می شوند اما بعد اظهار می کنند: "یکبار که ویدئوی شما را دیدم کاملا متوجه شدم. "

توانایی های کلیدی اصول امواج چیستند؟
"فراست" همیشه مایل بود بگوید: "مشخصه بارز آن، عمومیت و دقت آن است." عمومیت آن در اغلب مواقع دید خوبی از بازار ارائه می دهد و دقت آن در نشان دادن تغییرات روند، در اغلب موارد غیر قابل باور است.

علت عملکرد خوب قانون امواج چیست؟
زیرا صددرصد تکنیکال است. هیچ نگرشی از منظر اقتصادی و سیاسی مورد لزوم نیست.

مهمترین ضعف های آن چه چیز است؟
یک نقطه ضعف اصلی وجود دارد، که مسبب تمام مسائل هست. یازده نوع مختلف از الگوهای برگشتی وجود داند. هنگامی که تصحیح شروع می شود، بیان اینکه کدام الگوی تصحیح در شرف وقوع است غیرممکن است، بنابراین شما نمی دانید که این تصحیح به چه شکلی پیش خواهد رفت. بنابراین بهترین کاری که می توانید انجام دهید. این است که تعدادی از ملاحظات الیوت را که راهنما نامیده می شوند بکار بگیرید تا تخمین درستی از آنچه در حال وقوع است داشته باشید.
مساله دیگر این است که تصحیح می تواند بصورت آنچه که الیوت آن را"دوتایی" با سه تایی" نامید، اتفاق افتد، یعنی چند مرتبه یک تصحیح تکرار شود. تصحیح های سه تایی ( triple) بزرگترین آرایشی هستند که اتفاق می افتند، پس در وقوع برگشت ها حدی وجود دارد.
این تکرار می تواند نا امید کننده باشد، زیرا از نظر زمانی می تواند ده برابر بطول انجامد. بعنوان مثال ما یک تصحیح ساید 16 ساله در شاخص دادجونز از سال 1966 تا 1982 شاهد بودیم. آقای " ای.جی. فراست" و من گمان می کردیم که این تصحیح در سال 1974 به اتمام رسیده و بازار آماده روند صعودی دیگر است.
نقطه اطمینان ما این بود که بسیاری از کالاها از آن نقطه صعود کردند اما DOW به مدت هشت سال دیگر با تکرار تصحیح بصورت ساید درآمد و باعث ناامیدی گردید، تا بلاخره حرکت صعودی خود را در دوازدهم آگوست سال 1982 شروع کرد.
این شبیه به بازی شطرنج است. چند امکان وقوع وجود دارند و در نتیجه احتمال موفقیت در یک چند راهه متغیر است.
شطرنج مقایسه خوبی را فراهم می کند. بازار قادر است هر آنچه دوست دارد انجام دهد، ولی با این شرط که همیشه آنچه انجام می دهد در ساختار امواج الویت است. همچنانکه در شطرنج حریف شما می تواند مهره ها را به هر خانه که دوست داشته باشد حرکت دهد، منتها باید از قوانین بازی شطرنج تبعیت نماید. در سوی دیگر میز شطرنج نیز، شما تفکر بسیار سختی برای انجام حرکت دارید، اگرچه می دانید که مهره ها باید فقط براساس قوانین شطرنج جابجا شوند.

آیا موقعیت هایی هستند که در آنها قانون امواج درست از آب در نمی آیند؟
خیر، آن همیشه صادق است. اما مطمئنا باید به یک مساله اشاره کنم، اینکه گفته می شود" بازار از قانون امواج پیروی می کند" یک چیز است و پیش بینی آینده بازار براساس این آگاهی کاملا چیز دیگری است. این همیشه موضوع احتمالات است. هنگامی که شما عملا تجربه کسب نمودید، هنگامی که قوانین و راهنماها را درک نمودید، بیشتر شبیه این است که در جای شرلوک هلمز قرار گرفته اید. از این پس پیامدهای بسیاری امکان وقوع می یابند، اما راهنماها شما را وادار به اندیشیدن در مسیری معین می نمایند. در نهایت به نقطه ای می رسید که شواهد برای نتیجه گیری قطعی، فائق می آیند.

آیا تاکنون با موردی مواجه شده اید که منتظر نتیجه ای با احتمال وقوع بسیار بالا، فرض کنید 90 درصد باشید، اما بازار برخلاف انتظار شما حرکت کند؟ در این زمان چکار انجام داده اید؟
بله البته این اتفاق می افتد. اما شما نباید تا آن اندازه زیاد در اشتباه بمانید. قبل از اینکه سعی در تشخیص موقعیت دارید. یکی از شگفتی های این روش این است که قیمت به شما اخطار می دهد. در روش های دیگر ممکن است قبل از اینکه شما دلیلی بر تغییر عقیده خود بیابید، قیمت مسیر زیادی پیش رفته باشد. مهم نیست اگر گاهی تشخیص الگوها دشوار می نماید، همیشه بصورت رضایت بخشی به شکل الگوهای کلاسیک برگشت خواهد نمود.

آیا می توانید توضیح دهید، علم به ساختار امواج چگونه در معاملات دخیل می شوند؟
بعنوان نمونه، انتهای موج چهارم که یک برگشت است نمی تواند با رالی موج اول تداخل نماید. اگر چنین شد، دیگر آن موج چهارم نیست. در این صورت هنوز موج چهارم شروع نشده است و این موج سوم است که در حال تشکیل زیر موجهاست. دانستن این مفهوم شما را در رویارویی با امواج مخالف، از بسیاری از مشکلات بدور خواهد داشت. مفهوم پایه ای دیگر این است که موج سوم هرگز کوتاهترین موج نیست، بلکه معمولا بزرگترین است. موج سوم مرحله ای است که می تواند تشخیص داد بسیاری از مردم در بازار شرکت دارند.

"امواج خطا نمی کنند، اما ممکن است تفسیر من نادرست باشد"

اما همیشه یک الگوی صحیح وجود دارد و مساله تشخیص آن است. چرا نسبت موفقیت به شکست با دقت های بالای 40،50،60 و با حتی 80 درصد وجود ندارند؟
اولا چون الیوت تشخیص داد که بازار همانند شطرنج از قوانینی تبعیت می کند، دلیل بر این نیست که شما می توانید حرکت بعدی بازار را پیش گویی کنید. تمام آنچه شما می توانید ارائه دهید احتمالات است. اما مشکلات روانشناسی به همان اندازه موانع بشمار می آیند. "همیلتون بولتون" جایی گفته است "هنگام استفاده از الیوت مشکلترین چیز برای یاد گرفتن، باور کردن آنچه که می دیده، بوده است" علی رغم تمام دانسته هایم، من نیز بسیار بیش از یکبار گرفتار این مشکل شده ام. این یک حقیقت است که حتی بهترین تحلیل نتیجه بخش با احتمال بسیار بالا نیز در جایی که احساسات روانشناسی دخالت دارند.شک برانگیز است. همچنانکه " فراست" نصیحت کرده است که " همیشه بازار انتخاب های متنوع خود را بازی احتمالات در هم آمیزد، نتیجه آن لغزش های فراوان در قضاوت خواهد بود.
با همه اینها باید تاکید کنم، نسبت به موفقیت در الیوت در مقابل سایر روش ها هنوز بهتر است و این تنها پایه عقلانی برای قضاوت در مورد ارزش آن است. بعلاوه اهمیت فوق العاده قانون امواج در این اندازه نیست که درصد بالایی از توقعات را در بازار فراهم کند بلکه همیشه یک بینش بصری خوب به سرمایه گذار می دهد.

آیا ممکن است که در این سیستم معامله گر منحصرا هر الگویی را که به صورت مطلوب در گذشته شمارش کرده است، همه چیز را براساس آن شمارش در نظر گرفته و بدون در نظر گرفتن اتفاقات آینده عمل نماید؟
پاسخ منفی است به دو دلیل.
اولا، اگر این صحیح باشد، نمی توان نتیجه ثبت شده ای از موفقیت های قانون امواج در طول دهه های فراوان داشت. سیستم هایی براساس اعداد در برخورد با بازار وجود دارند که یکی بر این باور بنا نهاده شده است که شبیه تعامل براساس حرکت تصادفی است. نتایج اینها بی ارزش هستند، اگر هم بتوانند نتیجه کسب کنند. همچنانکه " پاول منتگومری" معتقد است. " بهترین امتحان برای یک تئوری این است که آیا آن تئوری می تواند پیشگویی کند؟ "
در ثانی، الگوهای غیر الیوتی بسیاری وجود دارند، که اگر بازار یک حرکت تصادفی بود می توانست بوجود بیاورد، اما هرگز این کار صورت نگرفته است. من هرگز ندیده ام که بازار در فرمی غیر از الگوهای الیوت پیش برود.

آیا شما بر این باورید که اصول امواج برای دستیابی به فرم تحیلی بصری است؟
دو شخص می توانند به یک چارت نگاه کنند و بسیار متفاوت از هم موجها را شمارش کنند. پیگیری کنندگان بازاری وجود دارند که اعتقاد دارند بکار بردن تئوری امواج بسیار سلیقه ای است.
من همیشه می پرسم " با چه چیز مقایسه می کنیم؟" از تحلیلگران مرسوم که به یک خبر فاندامنتالی، یک حادثه، جنگ، میزان بهره، نسبت P/E گزارش GDP سیاست اقتصادی رئیس جمهور، سیاست پولی فدرال و بقیه را شما نام ببرید، نگاه می کنند و بی شمار نتیجه گیری های متضاد انجام می دهند، از این دسته تحلیلگران سلیقه ای تر نداریم. آنها حتی به خود زحمت مطالعه داده ها را هم نمیدهند. اصول امواج، پایه و اساس ممتازی برای تخمین احتمالات، در مورد حرکت آینده بازار است. احتمالات در ذات خود با امور قطعی متفاوتند. بعضی از مردم این بخش از تحلیل را به اشتباه، سلیقه ای تفسیر می کنند. اما تمام احتمالات می توانند بطور هدفمند ( نه سلیقه ای) و با توجه به قوانین و راهنماهای شکل گیری امواج در الیوت قرار گیرند. ما در حال توسعه نرم افزاری هستیم که تحلیل موج انجام دهد، و این به آن دلیل قابل اجراست که الویت بندی عینی امکان دارد. بسیاری از تحلیلگران در اکثر مواقع سلیقه ای عمل میکنند و بقیه حداقل در بعضی زمانها اینگونه رفتار می کنند. اما این مشکل آنان است و البته گاهی مشکل من نیز هست، اما نه مشکل اصول امواج.

آیا معامله گران کوتاه مدت می توانند از اصول امواج استفاده کنند؟ یا آن برای روش های معامله بلند مدت مناسب است؟
آن فراکتال است، بدین معنی که الگوهای مشابه در تمام درجات روند ظاهر می شوند.

نکته مهم درباره انسانها که شرکت کنندگان در بازار هنگام معامله باید از آن آگاه باشند چیست؟
اغلب سرمایه گذاران اطلاعات وسیع و تجربه در زمینه سرمایه گذاری ندارند، بنابراین برای یافتن مسیر به دیگران نگاه می کنند. آنها به منحنی نگاه می کنند، می بینند که قیمت به کدام سمت پیش می رود، روزنامه ها را می خوانند، به تلویزیون های مالی نگاه می کنند، در مهمانی ها با همسایگان خود گفتگو می کنند، بدون اینکه تحقیقات، آموخته ها و دانش خود را قاعده مند کنند. آنها اطلاعات خود را از دیگران گرفته یا آن را از دست می دهند. اصول امواج توسعه می یابند، زیرا انعکاسی از الگوهای تفکر ناخودآگاه هستند، نه استعدادهای عقلانی انسانها. انسانها همیشه هنگامی که بازار صعود می کند، تصورات روحی از دنیای مجلل برای خود می سازد و هنگامی که نزول می کند به نابودی می اندیشند. یکبار که شما توانستید امواج الیوت را فرا بگیرید، خواهید توانست احتمالات را برای هربازاری در اغلب زمانها و معمولا هرگاه که نیاز افتد پیش بینی کنید. همچنین شما قادر خواهید بود تغییرات اجتماعی وسیع را پیش بینی کنید. اگر نشانه ها را بشناسید خواهید توانست از آنها در جهت منافع خود استفاده کنید.

اخیرا اشخاص قادرند از خانه خود و با رایانه های شخصی سرمایه گذاری یا معامله نمایند. آیا تجارت الکترونیک ماهیت بازارها یا مکان آنها را دگرگون کرده است؟ نظر شما درباره این توسعه چیست؟
قریب به 30 سال است که من ساعتها به چارتها نگاه می کنم، تا آنجا که می توانم بگویم تجارت الکترونیک ذره ای هم رفتار بازارها را دگرگون نکرده است. معامله الکترونیکی چیز خوبی است، زیرا واسطه را از میان برمیدارد، کسی که یا درستکار بود ولی غیرلازم و یا اینکه هنرپیشه ای دزد. معامله الکترونیکی می تواند چیز بدی نیز باشد، زیرا این امکان فراهم شده تا جماعت احساساتی با یک کلیک پس اندازهای خود را به شتاب هر چه تمامتر وارد کارزار کنند. با بررسی مجدد، من حدس میزنم بهتر است این اتفاق با سرعت روی دهد، در این صورت درد زیاد طول نخواهد کشید و شما زودتر یاد خواهید گرفت.

آیا شما اعتقاد دارید که معامله الکترونیکی میدان بازی سرمایه گذاران شخصی را با بنگاه های سود اگر هم سطح کرده است؟
مسلما بله، اکنون ما معامله گران شخصی، دسترسی به اطلاعات درست و گزارشهای فوری داریم. آیا این شگفت انگیز نیست؟ مطمئنا هست، در مقایسه با روزگار گذشته، منظور سالهای بسیار متمادی قبل از سال 2000 است.

در طول مدت حرفه خود، شما تئوری امواج الیوت را توسعه داده و بر آن افزوده اید. آخرین آنها در زمینه بوم شناسی اجتماعی است. آیا ممکن است بیشتر درباره زیرساخت نظری بوم شناسی اجتماعی توضیح دهید؟
از آنجاییکه امواج در حال شکل گیری هستند، این امر باید اشاره به این داشته باشد که اتفاقات بیرونی فشاری بر بازار ندارند، زیرا اگر چنین بود آنها می بایست الگوها را به امواج تحمیل می کردند. بنابراین امواج باید بواسطه مکانیسمی غیر از اتفاقات بیرونی شکل بگیرند، که این عامل در ذهن انسانهاست. بهترین توصیفی که دارم این است که امواج زاییده ذهن ناخودآگاهند که همدیگر را وادار به تقلید از هم می کنند. زیرا انگیزش در یک توده به سراسر توده سرایت می کند. اتفاقات اجتماعی در گرو روانشناسی اجتماعی است، اما از آنجا که امواج منشاء درونی دارند ارتباطی که بین آنها متصور است این است که واکنشهای اجتماعی زاییده امواج روانشناختی اجتماعی است نه چیز دیگر. این حقیقت که اتفاقات قابل تامل اجتماعی پیرو امواج بازار هستند نه مقدم بر آنها، در باور من بر فرضیه روانشناختی اجتماعی صحه می گذارد. تنها توصیف دیگر برای این ترتیب وقوف تئوری Discounting (نزول) است که قابل احترام و هم نامعقول است. مردم از آینده ای که هنوز اتفاق نیافتاده است خبر ندارند. تنها توصیف ملموس این است که احساسات مثبت و منفی مشترک آنها ماهیت واکنشهای سلسله دار اجتماعی را رقم می زنند. هنگامیکه شما به رسانه مالی عمومی گوش فرا می دهید یا آن را مطالعه می کنید، از منظر روانشناختی اجتماعی به همانگونه عمل می کنید. آنچه را که آن می گوید نخوانید، بلکه ببینید آنچه معنی می دهد.

کسب در آمد در بورس ؟

پیروزی در بازارهای مالی در 3 حرکت...

کسب در آمد در بورس

آموزش

آموزش

با استفاده از دوره های آموزشی رایگان سایت با نحوه فعالیت در بازارهای مالی آشنا شوید

کسب تجربه و مهارت

کسب تجربه و مهارت

آموزشهای خود را در حسابهای مجازی پیاده سازی نمایید تا به مهارت کافی برسید.

کسب در آمد

کسب در آمد

از تجربه هایتان به صورت نامحدود و با خیالی آسوده درآمد کسب کنید!

«طبق ماده 12 فصل سوم قانون جرائم رایانه هرگونه کپی برداری از مطالب ، تصاویر و آموزش های ارائه شده در این وب سایت ممنوع بوده و پیگرد قانونی دارد»

بالا