فصل دهم - قیمت ؛ بهترین اندیکاتور است

  • گیلان بورس GuilanFX

فهرست مطلب

به دوره آموزشی پیشرفته خوش آمدید.
در این دوره سعی می کنیم گام به گام و از طریق اطلاعات، تلاش زیاد و پشتکار تبدیل به یک تریدر با سودهای مداوم شویم. اگر دوره مقدماتی را مطالعه کرده باشید، از این دوره بهره بیشتری خواهید برد زیرا مباحثی که در این دوره مورد بحث قرار می گیرند بر پایه اطلاعاتی که در دوره مقدماتی ارائه شد، طراحی شده اند.
اشتباه نکنید – کار در بازارهای مالی به : کار سخت، نظم و صبر ،  نیاز دارد. این دوره سعی می کند تجربه یادگیری را تا حد ممکن برای شما لذت بخش کند. اما این اطلاعات برای کسانی که بدنبال درآمدزایی خالص و بدون زحمت هستند، مناسب نیست. توصیه می کنیم در حین مطالعه این دوره، یک پکیج نموداری را در پس زمینه باز نگهدارید و همانطور که ما به نکات کلیدی اشاره می کنیم آنها را روی نمودار بررسی کنید. به این ترتیب می توانید ارتباط بیشتری با مفاهیم برقرار کنید و آنها را بصورت عملی هم ببینید.
اگر یک تریدر باتجربه هستید باز هم توصیه می کنیم نگاهی به دوره مقدماتی بیاندازید تا مفاهیم اساسی برایتان مرور شوند. یا دست کم مقدمه این دوره را بخوانید و از راهنمایی های ما برای کسب بیشترین فایده از دوره پیشرفته استفاده کنید.
علاوه براین، به همه خوانندگان توصیه می کنیم فصل چهارم – تحلیل تکنیکال – را یک بار دیگر بخوانید زیرا در این دوره برخی از مفاهیم آن فصل را بیشتر باز می کنیم و توضیح می دهیم. بنابراین بهتر است یکبار دیگر آن فصل را مطالعه کنید.

چرا رفتار قیمت تا این حد مهم است؟
رفتار قیمت یکی از فاکتورهای کلیدی در سیستم معاملاتی ما می باشد. یکی از رایج ترین اشتباهاتی که تریدرها و سرمایه گذاران معمولاً مرتکب می شوند، فراموش کردن رفتار قیمت و تکیه کردن صرف روی اندیکاتورهای تکنیکی است.
همانطور که در فصل 5 دوره مقدماتی اشاره کردیم، یک اندیکاتور تکنیکال چیزی بیشتر از مجموعه ای از نقاط داده ای که روی نمودار مشخص شده اند، نیست. این نقاط داده ای از یک فرمول ریاضی که روی قیمت هر مورد معاملاتی اعمال می شود، مشتق می شوند. به عبارت دیگر، این اندیکاتورها همان نمودار قیمت است که با یک روش متفاوت رسم شده است.
هدف اندیکاتورهای تکنیکال چیست؟ بیشتر این اندیکاتورها برای پیش بینی جهت احتمالی قیمت طراحی شده اند. این همان چیزی است که ما به دنبالش هستیم.
در دو پاراگراف قبلی که از اندیکاتورهای تکنیکال صحبت کردیم، دو نکته بسیار مهم وجود دارد:

اول: مشتق شده از یک فرمول ریاضی اعمال شده روی قیمت ؛ از این نکته به این نتیجه می رسیم که در نهایت قیمت ها آخرین حرف را می زنند و اندیکاتورهای تکنیکال رفتار قیمت را دنبال می کنند و مسیر جداگانه ای ندارند.
دوم: پیش بینی جهت احتمالی قیمت ؛ طراحی چنین اندیکاتورهایی براساس احتمالات آماری صورت می گیرد. به عبارت دیگر، هیچ قطعیتی وجود ندارد. برای تک تک سیگنال هایی که توسط اندیکاتورهای تکنیکال ایجاد می شوند، احتمال شکست وجود دارد.
اما شانس های یک معامله چقدر است؟ تا وقتی درگیر معامله هستیم نمی توانیم به پاسخ قطعی این سوال پی ببریم.
گاهی اوقات اندیکاتورها اشتباه می کنند؛ این یک حقیقت اجتناب ناپذیر است. به عنوان مثال، اندیکاتور RSI نسبت شمعدان های صعودی و نزولی را محاسبه می کند ؛ اگر 10 شمعدان(کندل) آخر همگی صعودی و میانگین همه آنها 5 پیپ باشد و شمعدان بعدی نزولی باشد و 50 پیپ را اندازه بگیرد، اندیکاتور RSI در زمانی که بازار با شرایط اشباع خرید فاصله دارد همچنان شرایط اشباع خرید را نشان خواهد داد. نگاهی به نمودارهایتان بیاندازید تا مثال های زیادی برای این نکته پیدا کنید.
این مثال ما را به یک نتیجه گیری مهم می رساند ؛ اندیکاتورهای تکنیکال فقط شرایط خاص قیمت ها را به ما نشان می دهند که دیدن آنها بدون اندیکاتورها بسیار دشوار است. بنابراین صرف نظر از شرایطی که اندیکاتورها به ما نشان می دهند، این قیمت است که همیشه حرف آخر را درباره جهت بازار می زند.

این فصل شامل بخش های زیر می باشد:
بخش اول : قیمت ها هیچوقت دروغ نمی گویند - هیچوقت نباید اهمیت رفتار قیمت را فراموش کنیم.
بخش دوم : معامله با شانس بالا - چگونه اندیکاتورهای تکنیکال را با رفتار قیمت ترکیب کنیم تا به سیگنال های دقیق تری برسیم.
بخش سوم : معامله با شانس بیشتر - در این بخش چند قانون براساس رفتار قیمت را می آموزید که به معامله های با شانس بیشتر کمک می کند.
بخش چهارم : خلاصه فصل


رفتار قیمت هیچوقت به تریدرها دروغ نمی گوید و این یک حقیقت محض است. ممکن است مشاوران اقتصادی به شما دروغ بگویند اما رفتار قیمت نمایانگر حقایق ذاتی است که در بازار جریان دارند.
اگر قیمت ها حرکت صعودی داشته باشند اما بهترین اندیکاتورها به شما بگویند که بازار در شرایط اشباع خرید قرار دارد، باز هم قویترین جهت احتمالی بازار صعودی است (مگر اینکه قیمت چیزی غیر از این به ما بگوید). اگر هم قیمت ها رو به پایین باشند، هیچ اندیکاتوری در جهان نمی تواند روند قیمت را تغییر دهد – علیرغم تمام نشانه های قطعی که روی مانیتور می بینیم.

قیمت ها هیچوقت دروغ نمی گویند

 (نمودار 1)

در این نمودار بازار روند کناره (رنج)دارد (وقتی اسیلاتورها بیشترین استفاده را دارند). در چنین نمودارهایی استراتژی رایج این است که وقتی خط %K از خط %D عبور می کند و بالاتر می رود، در پوریشن لانگ(خرید) قرار بگیریم. سیگنال شورت (فروش)هم وقتی فرستاده می شود که خط %K از خط %D عبور کند و پایین تر رود.
همانطور که می بینید، اسیلاتورها سیگنال های زیادی داده اند. نکته جالب این است که بیشتر این سیگنال ها شکست خواهند خورد اگر خوب در این باره فکر کنید، در می یابید که حتی وقتی بازار یک روند بسیار جزیی هم داشته باشد اسیلاتورها شکست می خورند؛ حتی در بازارهای کناره (رنج)که چند " روند ریز" وجود دارند.
اگر با تک تک سیگنال ها معامله کنیم هیچ راهی وجود ندارد که متوجه شویم نتیجه معامله هایمان چه خواهد شد زیرا متغیرهای زیادی از قبیل مدیریت سرمایه اعمال شده، حد سود و ضرر استفاده شده، مدیریت ریسک و ... وجود دارند. با وجود این، در اینجا نکته مهم این است که وضعیت اشباع خرید و اشباع فروش باعث تغییر جهت قیمت نمی شوند و قیمت بدون توجه به نتایج اندیکاتورها تغییر می کند.
پس باید چکار کرد؟
ما نمی گوییم که اندیکاتورها کارآمد نیستند بلکه می گوییم گاهی اوقات اندیکاتورها در پیش بینی دقیق روند قیمت شکست می خورند. به همین خاطر ما اغلب از اندیکاتورهای تکنیکال به همراه سایر ابزارهای تکنیکال استفاده می کنیم تا دقت سیگنال های را افزایش دهیم.
به خاطر داشته باشید که اندیکاتورها امکان مشاهده شرایط خاص قیمت را برای ما فراهم می کنند؛ شرایطی که تشخیص و مشاهده آن با استفاده صرف از رفتار قیمت بسیار دشوار است. علاوه براین ، اندیکاتورها هستند که به ما می گویند احتمال دارد چه اتفاقی بیفتد (نه اینکه چه اتفاقی می افتد).
نکته مهم دیگری که باید بدانیم این است که اندیکاتورهای تکنیکال جادو نمی کنند. این اندیکاتورها فقط یک راهنمای ساده هستند که تحرکات احتمالی قیمت را مشخص می کنند.
اشکال دیگر اندیکاتورهای تکنیکال این است که گاهی اوقات شما را دیر وارد یک معامله می کنند، وقتی که بهترین حرکت قیمت اتفاق افتاده است و به اتمام رسیده است. همچنین وقتی قیمت ها به ضرر شما باشند، شما را از بازار بیرون می آورند و این امر گاهی اوقات باعث کاهش سود یک معامله می شود. از طرف دیگر، سیگنال هایی که با قیمت تولید می شوند زودتر از تغییر تمایلات تریدرها و سرمایه گذاران شما را وارد بازار می کنند.
یکی از اشتباه های رایج میان تریدرها این است فقط با استفاده از اندیکاتورهای تکنیکال به دنبال رسیدن به سود خالص هستند. امیدواریم متوجه مشکلات این رویکرد یک جانبه شده باشید. اگرچه تمام اندیکاتورها جای خودشان را دارند اما حقیقت بازار در یک چیز نهفته است ... قیمت.
در ادامه این دوره می آموزید که چگونه از این عامل مهم به تنهایی و در ترکیب با سایر اندیکاتورها استفاده کنید و یک سیستم معاملاتی بسیار کارآمد تولید کنید.
بهترین راه برای تشخیص / پیش بینی رفتار قیمت چیست؟
بهترین راه برای تشخیص و پیش بینی تحرکات قیمت پیش رو، درک و استفاده از رفتار شمعدان ها یا کندل استیک ها می باشد. اگرچه شمعدان ها، اندیکاتوری هستند که قیمت باز و بسته شدن بازار و بیشترین و کمترین قیمت را در یک دوره خاص نشان می دهد، به شدت به رفتار قیمت و تحرکات آن وابسته هستند.
شمعدان ها بیشتر از هر اندیکاتور دیگری درباره قیمت ها به ما اطلاع می دهند:
- درباره تمایلات خریداران و فروشندگان در سطوح خاص و در هر بازه زمانی به ما اطلاع می دهند.
- مهمترین سطوح مقاومت و حمایت را مشخص می کنند.
- شمعدان ها به عنوان یک اندیکاتور به ما می گویند که محتمل ترین اتفاق در بازار کدام است.
- تمام این اطلاعات براساس تحرکات واقعی قیمت ارائه می شوند زیرا این همان چیزی است که شمعدان ها برای آن طراحی شده اند: محاسبه تحرکات قیمت.
برای مثال، می توانیم از یک نمودار بلند مدت برای بررسی تمایلات خریدارن و فروشندگان استفاده کنیم و سپس معامله های خودمان را در محدوده تایم فریم های کوتاه تر انجام دهیم.

بررسی همزمان نمودار بلند مدت و کوتاه مدت

(نمودار 2)

ایده خوبی است که قبل از شروع معامله، نمودارهای بلند مدت را آنالیز کنیم زیرا می توانند در انتخاب پوزیشن به ما کمک کنند. اگر در نمودار بلند مدت یک الگوی بازگشتی مشاهده کردید، بهتر است فقط در تایم فریم های کوتاه آن جهت معامله کنید. اگر در نمودارهای بلند مدت الگوهای ادامه دهنده دیدید، باید در آن جهت معامله های طولانی تر و بلند مدت تری بکنید.
در این نمودار 4 ساعته ابتدا یک الگوی پوشاننده نزولی و سپس صعودی را می بینیم. در مورد الگوی اول فقط دنبال سیگنال های فروش می گردیم و در مورد الگوی دوم هم فقط به دنبال سیگنال های خرید می گردیم زیرا احتمال اینکه قیمت به همین ترتیب عمل کند بسیار زیاد است. همین قانون برای سایر الگوهای بازگشتی از قبیل الگوهای چکشی و ستاره ثاقب هم حکم می کند.
برای درک بهتر این قانون، بهتر است نگاهی به نمودارهای بلندمدت بیاندازید و سعی کنید این الگوها را پیدا کنید.
شمعدان ها ههمچنین به ما کمک می کنند سطوح حمایت و مقاومت قوی را هم تشخیص دهیم.

سطوح حمایت و مقاومت قوی

(نمودار 3)

همانطور که با دقت در خط قرمز می بینید ، الگوی بازگشتی اول سطح حمایت قیمت را نشان می دهد. می بینید که بازار قبل از اینکه از یک صعود شدید داشته باشد، چندین بار این سطح را امتحان می کند.
در نمودار بالا، بازار یک حرکت نزولی دارد؛ اما ناگهان خریداران جذب قیمت های ارزان بازار می شوند و با خریدهای مکررشان بازار را به سمت صعود هدایت می کنند. این رفتار تریدرها یک الگوی چکشی می سازد که با فلش قرمز مشخص شده است. سپس قیمت ها دوباره به همان سطح پایین برمی گردند. این دفعه می دانیم که خریدارن چه موقع به دنبال خرید خواهند رفت بنابراین احتمال دارد قیمت در آن سطوح واکنش نشان دهد و همین امر یک سطح حمایتی قوی می سازد. همانطور که می بینید در این نقطه هم یک الگوی بازگشتی چکشی شکل گرفته؛ درست قبل از اینکه قیمت ها به شدت افزایش یابند.
حتماً متوجه شده اید که ما معمولاً می گوییم " احتمال دارد ..." یا " به احتمال قوی ..."؛ علت استفاده مداوم از این قید این است که هیچگاه قطعیتی وجود ندارد. احتمالات و شانس ها فراوان هستند اما هیچگاه قبل از حادث شدن یک اتفاق، نمی توانیم با قطعیت بازار را پیش بینی کنیم. در این باره بیشتر توضیح خواهیم داد.
معامله براساس سیگنال هایی که توسط رفتار قیمت تولید شده اند، شانس سودآور بودن معامله را بشدت افزایش می دهد زیرا سیگنال ها از رفتار قیمت و تحرکات آن تبعیت می کنند. اهمیت این نکته باعث بوجود آمدن بخش بعدی می شود؛ جاییکه درباره ترکیب سیگنال های حاصل از اندیکاتورهای تکنیکال و رفتار قیمت صحبت خواهیم کرد.


 تا اینجا گفتیم که عاقلانه نیست که سیگنال های معاملاتی را فقط براساس اندیکاتورهای تکنیکال انتخاب کنیم. برای اینکه شانس سودآوری هر سیگنال را افزایش دهیم، باید اندیکاتورهای تکنیکال را با رفتار قیمت ترکیب کنیم تا سیگنال های دقیق تری داشته باشیم.
در این بخش، می خوانید که چگونه به بهترین شکل سیگنال های رفتار قیمت را با سیگنال های حاصل از رفتار قیمت ترکیب کنید. با استفاده از ترکیب این دو ابزار، خروجی معامله هایمان بیشتر به سود ما خواهد بود.
در این بخش به اندیکاتورهایی اشاره می کنیم که هنگام ترکیب با الگوهای بازگشتی رفتار قیمت، احتمال موفقیت و سودآوری آنها بیشتر است.

میانگین متحرک
جهت روند
وقتی روند با میانگین متحرک موزون EMA(50) تشخیص داده می شود، فقط باید در جهت موافق روند معامله کنیم.

حرکت در جهت میانگین متحرک

(نمودار 1)

در فلش اول، یک الگوی پوششی صعودی بالای EMA 50 شکل گرفته است؛ درحالیکه میانگین متحرک یک روند صعودی را نشان می دهد. این به ما امکان قرار گرفتن در یک پوریشن لانگ(خرید) مناسب را می دهد. فلش دوم یک الگوی نفوذ کننده را نشان می دهد (البته سایه های بلند (فیتیله شمع ها) این الگو را کمی شکننده می کند) ؛ این الگو درست بالای(EMA 50) بسته می شود و همین امر این شان را به ما می دهد که وارد پوزیشن لانگ(خرید) شویم و از یک حرکت دیگر سود بدست بیاوریم. علاوه بر این یک منطقه حمایت را نشان می دهد که با این الگو شکل گرفته است.
اگر با هوشمندی حد ضرر را زیر پایه الگو قرار دهیم، می توانیم بعداً از یک حرکت بزرگ در بازار به سود برسیم.

میانگین متحرک به عنوان حمایت و مقاومت
با استفاده از نمودار بالا، نشان می دهیم که میانگین متحرک موزون چندین بار به عنوان سطح حمایت و مقاومت عمل می کند. در چهار فلش از پنج فلش، قیمت از میانگین متحرک موزون پیشی گرفته است و نشان داده است که در این سطوح تمایلات تریدرها و سرمایه گذاران تغییر کرده است. در یک مورد هم پشت الگوی شمعدانی باقی مانده است که می توانسته یک سیگنال ارائه کند؛ وقتی که قبل از شکل گیری یک الگوی نفوذی در بالای نمودار، قیمت کمی به زیر میانگین متحرک موزون شده است.

سطوح مختلف میانگین متحرک

(نمودار 2)

سیستم تقاطع میانگین متحرک
مکانیزم عملکرد معامله در این سیستم به این صورت خواهد بود: وقتی تقاطع اتفاق می افتد، برای تایید معامله مدنظرمان باید دنبال یک الگوی شمعدانی در جهت روند بگردیم.

سیستم تقاطع میانگین متحرک

(نمودار 3)

اولین سیگنال ستاره ثاقب معتبر نمی باشد زیرا میانگین متحرک سریعتر، بالای میانگین متحرک کند است؛ به این معنی که فقط معاملات خرید مجاز هستند. سیگنال دوم بسیار عالی است و می تواند منجر به یک معامله سودآور شود. در این مورد میانگین متحرک موزون 13  بالای میانگین متحرک موزون 62  قرار دارد و به همین خاطر دنبال یک سیگنال خرید می گردیم.

میانگین متحرک همگرا/واگرا (MACD )
شرایط اشباع خرید/اشباع فروش
صبر کنید تا اندیکاتور به سطح شرایط اشباع خرید/اشباع فروش برسد، سپس در اوج /بخش افقی دنبال یک الگوی شمعی بازگشتی در جهت روند بگردید.

اشباع خرید/اشباع فروش

(نمودار 4)

سیگنال اول وقتی ایجاد شده که یک الگوی نفوذکننده در بالای محدوده شکل گرفته است و میزان مک دی هم اشباع خرید است. سیگنال دوم وقتی ایجاد شده که میزان مک دی اشباع فروش است و یک چکش در انتهای محدوده شکل گرفته است.

واگرایی
بدنبال یک واگرایی در حال شکل گیری بگردید و سپس یک الگوی شمعدانی بازگشتی در آخرین اوج/زیرموج الگوی واگرایی پیدا کنید؛ اگر این اتفاق بیافتد سیگنال مورد نیاز ما ایجاد می شود.

واگرایی

(نمودار 5)

در اوج دوم الگوی واگرایی یک چکش شکل گرفته است.
الگوهای واگرایی وقتی با رفتار قیمت ترکیب می شوند، بسیار قدرتمند هستند زیرا هر دوی آنها ها روندی را نشان می دهند که به اندازه قبل قوی نیست.

شاخص کانال کالا (CCI )
شرایط اشباع خرید/اشباع فروش
وقتی میزان CCI  در سطوح بالاست و دوباره به سطوح طبیعی برمی گردد، دنبال الگوهای قیمتی بازگشتی بگردید.
در این نمودار می بینید که شاخص کانال کالا که از یک سطح اشباع خرید در ترکیب با یک الگوی پوششی صعودی برمی گردد با یک میزان اشباع خرید و یک الگوی پوششی نزولی دنبال می شود.
بنابراین اگر الگوی بازگشتی همزمان با بازگشت سطح به حالت عادی شکل بگیرد، وقت باز کردن یک پوزیشن است.

اشباع خرید/اشباع فروش

(نمودار 6)

واگرایی
بدنبال یک واگرایی در حال شکل گیری بگردید و سپس یک الگوی شمعدانی بازگشتی در آخرین اوج/زیرموج ، الگوی واگرایی پیدا کنید.
برای این مثال از نمودار قبلی استفاده می کنیم زیرا این نمودار یک واگرایی کامل و یک doji  را نشان می دهد که هنگام سقوط شاخص کانال کالا یک اوج جدید می سازد.
در این نمودار به هدف مان از استفاده از الگوی بازگشتی رسیده ایم؛ واگرایی کاملاً آشکار است و می توانیم با باز کردن یک پوزیشن شورت(فروش) حداکثر استفاده را از حرکت خوب بازار ببریم.

واگرایی

(نمودار 7)

شاخص قدرت نسبی (RSI )
شرایط اشباع خرید/اشباع فروش
دنبال شرایط اشباع خرید/اشباع فروش بگردید و سپس یک الگوی شمعدانی بازگشتی پیدا کنید.
این مورد هم از همان اصول اشباع خرید/اشباع فروش پیروی می کند. صبر کنید تا اندیکاتور از یک سطح شدید بازگردد  و اگر با یک الگوی بازگشتی منطبق بود، می توانید در اسرع وقت یک پوزیشن باز کنید.

 شاخص قدرت نسبی (RSI )-شرایط اشباع خرید/اشباع فروش

(نمودار 8)

واگرایی
همان اصولی که برای اندیکاتور اول گفتیم را برای این مورد هم استفاده کنید.

واگرایی

(نمودار 9)

سیگنال وقتی ایجاد می شود که یک الگوی چکشی در زیرموج دوم الگوی واگرایی شکل بگیرد. همانطور که قبلاً اشاره کردیم ترکیب معامله واگرایی با رفتار شمعدان بسیار قدرتمند است زیرا هر دو روندی را نشان می دهند که به اندازه قبل قوی نیستند.

اندیکاتور روند
فقط وقتی به سیگنال های خرید عمل کنید که میزان بیشتر از 50 باشد و یک الگوی بازگشتی در نمودار وجود داشته باشد. سیگنال های شورت (خرید)هم فقط وقتی معتبر هستند که میزان کمتر از 50 باشد و یک الگوی بازگشتی هم وجود داشته باشد.
وقتی میزان اندیکاتور کمتر از 50 باشد، یک ستاره ثاقب در عقب نشینی قیمت شکل می گیرد و سیگنال فروش ایجاد می شود.

اندیکاتور روند

 (نمودار 10)

استوکاستیک ها
شرایط اشباع خرید/اشباع فروش
استوکاستیک ها در بیشتر مواقع بهترین اندیکاتورهایی هستند که سیگنال های اشباع خرید/اشباع فروش را تولید می کنند.
صبر کنید تا میزان اندیکاتور از قسمت اشباع خرید/اشباع فروش نمودار به قسمت طبیعی برگردد و یک الگوی شمعدانی بازگشتی شکل بگیرد.
در نمودارهایتان دنبال این حالت بگردید . خواهید دید که این مورد یکی از رایج ترین و کارآمدترین ترکیب ها می باشد. این دو اندیکاتور وقتی با هم استفاده می شوند بسیار قدرتمند هستند.

استوکاستیک - شرایط اشباع خرید/اشباع فروش

(نمودار 11)

واگرایی
این سیگنال وقتی ارائه می شود که یک الگوی شمعدانی بازگشتی در آخرین اوج/زیرموج یک الگوی واگرایی وجود داشته باشد.
وقتی قیمت به یک افت پایین تر قابل توجه می رسد، استوکاستیک ها یک اوج بالاتر می سازند. الگوی چکشی بازگشتی وقتی ایجاد می شود که اسیلاتور یک افت بالاتر ساخته باشد.

استوکاستیک - واگرایی

(نمودار 12)

باندهای بولینجر
باندها به عنوان حمایت و مقاومت
همانطور که می دانید اندیکاتور باندهای بولینجر به عنوان یک اندیکاتور نوسانی بکار برده می شوند. اما گاهی اوقات هم به عنوان سطوح حمایت و مقاومت عمل می کنند.
در این نمودار می بینید که چند الگو بالا و پایین باندها شکل گرفته است. به یاد داشته باشید سیگنال هایی که شانس بیشتری برای موفقیت دارند آنهایی هستند که در جهت موافق روند هستند.

باندهای بولینجر- عنوان حمایت و مقاومت

(نمودار 13)

فیبوناچی اصلاحی
همین مکانیزم هنگام معامله با فیبوناچی اصلاحی هم جواب می دهد. وقتی قیمت به یک سطح اصلاحی می رسد، نباید بدون دقت پوزیشن شورت یا لانگ باز کنیم. باید صبر کنیم تا قیمت به این سطوح واکنش نشان بدهد و در نهایت دنبال یک الگوی شمعدانی بازگشتی بگردیم.
در این نمودار می توانید یک ستاره ثاقب و یک شمعدان doji بیرون از 61.8 ببینید.

فیبوناچی اصلاحی


 وقتی به شمعدان ها که این سه الگوی مهم را شکل می دهند (نفوذی، پوششی و ستاره ها) توجه کنید، متوجه خواهید شد که آنها یک شمعدان مهم را شکل می دهند. اگر قیمت باز شدن اولین شمعدان، قیمت بسته شدن آخرین شمعدان و قیمت اوج/افت کل الگو را با هم درنظر داشته باشیم، به یک نتیجه جالب می رسیم.

الگوهای کندل استیک

(شکل اول)

همه آنها یک چکش یا یک ستاره ثاقب می سازند. نکته ای که باید به آن توجه کنید این است که چیزی که ما دنبال آن هستیم رفتار قیمت است نه خود الگو. رفتار قیمت برای ما جالب است؛ یا به عبارت دقیق تر، خریداران و فروشندگان در سطوح خاص چگونه رفتار می کنند و چه زمانی برای ورود به بازار بیشتر علاقه مند هستند.
و این دقیقاً همان چیزی است که شمعدان ها به ما نشان می دهند؛ روانشناسی پشت تمام تحرکات قیمت، اینکه چه کسی درحال کسب سود است و مهمتر اینکه احتمال برد چه کسی بیشتر است. با داشتن این اطلاعات می توانیم نقش خودمان در بازار را ایفا کنیم و به سود برسیم.
الگویی که در اینجا نشان داده شد، در میان مهمترین الگوهای مربوط به شمعدان ها شکل گرفته است. الگوهای دیگری هم وجود دارند اما در نهایت همه آنها از مکانیزم الگوهایی پیروی می کنند که اینجا نشان داده شده است.
مثل سایر رویکردهای نموداری، هنگام استفاده از شمعدان ها هم محدودیت هایی وجود دارد. نکته دیگری که باید به آن توجه کنید این است که : این الگوها در همه تایم فریم ها ظاهر می شوند.

محدودیت های شمعدان
1- شمعدان ها دنباله قیمت را به ما نمی گویند؛ اینکه بعد از این افزایش خواهند یافت یا کاهش.

محدودیت های شمعدان

(تصویر 2)

2- بیشتر الگوهای شمعدانی به یک روند پیشین برای نوعی تایید یا کامل شدن نیاز دارند. این الگوها به یک روند نیاز دارند تا آن را معکوس کنند یا ادامه دهند. علاوه براین تایید، معمولاً وقتی شکل می گیرد که یک گروه کاهشی (در روند صعودی خریداران و در روند نزولی فروشندگان) بعد از به سود رسیدن گروه دیگر، پوزیشن هایشان را ببندندو از معامله خارج شوند.
3- این الگوها نیاز به تفسیر دارند و از آنجاییکه ما آنها را تفسیر می کنیم، احتمال اشتباه می رود. اما در حین استفاده از این الگوها، تجربه کسب می کنیم و می توانیم از هر الگو بهترین استفاده را بکنیم.
یک نکته مهم دیگر هم وجود دارد که باید به آن اشاره کنیم. بازار ارز بین الملل به ندرت شکاف را تجربه می کند (بیشتر بسته های نموداری هیچ شکافی را نشان نمی دهند). به همین خاطر هنگام شناسایی و تفسیر الگوهای شمعدانی به انعطاف پذیری بیشتری نیاز داریم.
به یاد داشته باشید که ما به دنبال رفتار و تحرکات قیمت هستیم نه الگوها.
درک شمعدان ها بسیار مهم است زیرا می توانیم آنها را در ترکیب با سایر روش ها استفاده کنیم (در ادامه دوره بیشتر در این باره خواهید آموخت). علاوه براین در فصل های آینده بیشتر درباره رفتار قیمت صحبت خواهیم کرد.


حالا که مطالعه این فصل را به پایان رسانده اید و البته آزمون آن را هم با موفقیت به اتمام رساندید ، مطمئن شوید که نکات زیر را به خوبی درک کرده اید و راهنمایی های زیر را بکار ببندید.
در این فصل متوجه اهمیت استفاده از اندیکاتورها در ترکیب با سایر ابزارهای تکنیکال شدید. بخش های دوم، سوم و چهارم را یکبار دیگر مرور کنید و به نکات زیر در آنها توجه کنید:

نتایج عدم توجه به رفتار قیمت
چگونگی ترکیب اندیکاتورها با رفتار قیمت
سه قانون ایجاد معامله های با شانس بالا؛

بخش چهارم، مهمترین بخش این فصل است. اگر قوانینی را که در این بخش یاد گرفتید را با سایر اندیکاتورها و ابزارهای تکنیکال مورد استفاده قرار دهید، مطمئن باشید که دقت سیستم تان به میزان قابل توجهی افزایش خواهد یافت زیرا این قوانین باعث می شوند گزینشی تر عمل کنید.

خاطرات تریدرها
چند روزی بود که سرم خیلی شلوغ بود و به تازگی اولین فصل دوره آموزشی را تمام کرده بودم. من یک کار تمام وقت داشتم و به همین خاطر مجبور بودم بیشتر شب ها مطالعه کنم؛ البته گاهی اوقات در محل کاری نگاهی به نمودارها می انداختم. قصد داشتم چند روزی روی معاملاتم تمرکز کنم زیرا از اینکه پولم را در اختیار دیگران بگذارم، احساس خوبی نداشتم. اما متاسفانه مرخصی ام کنسل شد.
من واقعاً تصمیم گرفته بودم رییس خودم باشم و حاصل سخت کوشی ام را خودم برداشت کند. این تصمیم را وقتی گرفتم که یکی از دوستانم درباره تجربه فوق العاده اش در بازار ارز با من صحبت کرد؛ او توانسته بود در دو روز 4000 دلار درآمد کسب کند. تحت تاثیر این تجربه دوستم کمی در اینترنت جستجو کردم و واقعاً درباره فرصت های بازارهای مالی هیجان زده بودم. انعطاف پذیری این بازار هم برای من بسیار جالب بود و اینکه می توانستم در محدوده های زمانی مختلف و از هرجایی در دنیا کار کنم برایم بسیار جالب بود.
علاوه براین هزینه راه اندازی بسیار ارزان را هم در نظر داشتم زیرا همیشه نداشتن سرمایه مانع از ایجاد کسب و کار برای خودم شده بود. اما متاسفانه مهمترین چیز را کم داشتم – دانش و تجربه. می توانستم در حین کسب دانش و تجربه با میزان سرمایه کم، به کسب درآمد بپردازم. علاوه براین اگر تصمیم به ادامه این حرفه می گرفتم، می توانستم برای مدتی چند ساعت در روز معامله کنم و همچنان در روز کار کنم و به فکر بازنشستگی زودهنگام باشم. چون زیاد اهل تحمل فشار کار نبودم تصمیم گرفتم اگر این کار خوب پیش برود، شغلم را به پاره وقت تغییر دهم.
اما نباید عجله می کردم زیرا فعالیت در بازارهای مالی آسان نبود و باید قبل از فعالیت تمام وقت در این بازار ، تجربه خوبی کسب می کردم. مطمئن بودم اگر به اندازه کافی تلاش کنم حتماً به نتایج خوبی می رسم.
همینطور که درباره اندیکاتورها مطالعه می کردم، به این فکر افتادم اگر اندیکاتورها می توانند تا این حد سودآور باشند پس طراحی یک سیستم معاملاتی یا نوشتن برنامه ای که با شکل گیری اندیکاتورها سیگنال خرید بفرستد، بسیار ساده خواهد بود. این حقیقت که این اتفاق برای همه تریدرها نمی افتد و 90 درصد آنها نمی توانند در بازارهای مالی به سودهای مداوم برسند مرا به این نتیجه رساند که یک عنصر اختیاری و شخصی تعیین کننده در بازار وجود دارد. این عنصر و یک رویکرد خوب به همراه سخت کوشی می توانست مرا در جمع 5 درصد تریدرهای موفق وارد کند.
متوجه شدم که افتادن در دام این تفکر جذاب که با تکیه کردن به اندیکاتورها می توان به نتیجه رسید، چقدر آسان است. اینکه فکر کنیم چند نمودار و تصویر می توانند ما را به سود برسانند. اما باور نمی کردم که با خریدن یک نرم افزار و بکار انداختن کمی سرمایه، میتوانم ارزش حساب تجاری ام را افزایش دهم.
اما درباره رفتار قیمت کاملاً خوشبین بودم. به همین خاطر وقت زیادی را صرف مطالعه اهمیت و نحوه بکارگیری این فاکتور تعین کننده کردم. یک حساب آزمایشی باز کردم و شروع به معامله براساس رفتار قیمت کردم؛ تا مدت ها به نتایج خوبی نمی رسیدم و حتی کاملاً مطمئن نبودم که اگر به نتیجه برسم می توانم این روش را روی یک حساب واقعی پیاده کنم یا نه. دوست داشتم کنترل بیشتری داشته باشم و به همین خاطر یک سیستم اختیاری با قوانین ورود و خروج بهترین گزینه برای من بشمار می رفت.

من هنوز به رفتار قیمت اطمینان دارم و از آن استفاده می کنم. حالا که به داستان من گوش کردید، این داستان بامزه را هم بخوانید:
یک تریدر امریکایی در ساحل یک روستای کوچک در یونان نشسته بود که قایق یک مرد ماهیگیر در ساحل لنگر انداخت. در داخل قایق چند ماهی خوب و بزرگ دیده میشد. تریدر آمریکایی از کیفیت ماهی ها تعریف کرد و از مرد پرسید: "چقدر طول کشید آنها را صید کنی؟"
مرد یونانی جواب داد: "خیلی کم". آمریکایی پرسید: "چرا بیشتر صبر نکردی تا ماهی های بیشتری گیرت بیاید؟ ". یونانی در جواب گفت به اندازه احتیاج فوری خانواده اش ماهی گرفته است. آمریکایی پرسید: "خب با بقیه وقتت چه می کنی؟" ماهی گیر یونانی جواب داد: "کمی می خوابم، با بچه هایم بازی می کنم و با همسرم به گردش می روم. کمی قدم خواهم زد و به دوستان هم سری می زنم. می بینی که زندگی شلوغ و پرمشغله ای دارم."
آمریکایی با تمسخر گفت: "من فارغ التحصیل مدیریت تجاری از دانشگاه هاروارد هستم و می توانم به تو کمک کنم. باید وقت بیشتری را صرف ماهیگیری کنی و با درآمدش یک قایق بزرگتر بخری. با درآمد قایق بزرگتر می توانی چند قایق دیگر بخری و در نهایت هم صاحب ناوگانی از قایق های ماهیگری می شوی. بجای اینکه ماهی هایت را به واسطه بفروشی مستقیماً به تولید کننده بفروش تا بتوانی کارخانه کنسروسازی خودت را افتتاح کنی. با گسترش کارت باید این روستای کوچک را ترک کنی و به آتن بروی و از آنجا هم به لندن و در نهایت هم نیویورک – جایی که می توانی هر روز کمپانی ات را گسترش دهی".
ماهیگیر یونانی پرسید: "همه اینکارها چقدر طول می کشد؟ " آمریکایی در جواب گفت: "15 تا 25 سال". "بعد چه می شود" تریدر آمریکایی با خنده گفت: "این بهترین قسمت ماجراست. آن وقت می توانی کمپانی است را به یک شرکت سهامی عام تبدیل کنی و سهام کمپانی ات را به مردم بفروشی و تبدیل به یک میلیونر شوی" یونانی دوباره پرسید: "بعد از آن چه می شود" آمریکایی گفت : "آنوقت دیگر بازنشست می شوی. به یک روستای ساحلی کوچک نقل مکان می کنی، با بچه هایت بازی می کنی و با همسرت به گردش می روی. هر روز کمی قدم میزنی و به دوستانت هم سری می زنی."